SHET22

تاثیر سئو در فروش و افزایش درآمد وب سایت شما

تاثیر سئو در فروش و افزایش درآمد وب سایت شما

روزی چند میلیارد سرچ در گوگل انجام می‌شه. از این همه، حدود ۹۱ درصد کاربرها فقط صفحه‌ی اول رو نگاه می‌کنن. صفحه‌ی دوم؟ عملاً وجود نداره؛ یه قبرستونه که کسی سراغش نمی‌ره.

خب، سؤال اصلی اینجاست: تاثیر سئو در فروش دقیقاً چقدره؟ و مهم‌تر از اون، چطور می‌شه اون ورودی گوگل رو تبدیل کرد به پول؟

در این مقاله قدم‌به‌قدم می‌ریم سراغ همین ماجرا. از اینکه چرا کاربر این‌قدر به نتایج اول اعتماد می‌کنه، تا تکنیک‌های تولید محتوای سئو شده، و آخرش همون کاری که بیشتر سایت‌ها یادشون می‌ره: تبدیل بازدیدکننده به مشتری.

آنچه در این مقاله می‌خوانید

سئو چیست و چرا به فروش شما گره خورده است؟

بذارید از یه جای ساده شروع کنم. سئو یه فرایند زمان‌بر با نتیجه‌ی دائمیه. این جمله رو زیاد شنیدید، ولی نکته‌ی مهمش همون کلمه‌ی «دائمی»ه.

ببینید، فرق سئو با بقیه‌ی کانال‌های بازاریابی همینه. تبلیغ کلیکی تا وقتی پول می‌دید براتون کار می‌کنه؛ روزی که بودجه تموم شد، ورودی هم تموم می‌شه. تبلیغ در اینستاگرام هم همین‌طور. اما یه مقاله‌ی خوب سئو شده رو یه بار می‌نویسید و دو سال بعد هنوز داره براتون مشتری می‌فرسته، حتی وقتی خودتون یادتون رفته چنین مقاله‌ای دارید.

تفاوت ترافیک گوگل با سایر کانال‌های بازاریابی

یه نکته‌ی مهم‌تر هم هست که خیلی‌ها بهش دقت نمی‌کنن: کیفیت ترافیک.

فرض کنید یه تبلیغ در اینستاگرام می‌ذارید. کاربر داشته اسکرول می‌کرده، تبلیغ شما رو دیده، شاید کلیک کرده. این آدم دنبال محصول شما نبود؛ شما خودتون رو انداختید جلوش. اما کسی که در گوگل سرچ می‌کنه «خرید کفش چرم مردانه»، خودش داره دنبالتون می‌گرده. این دو آدم اصلاً یکی نیستن. نرخ تبدیل نفر دوم چند برابر نفر اوله، چون با نیاز مشخص اومده.

به همین دلیله که من همیشه به بچه‌های تیم می‌گم سئو رو نبینید به‌عنوان «آوردن بازدید». سئو یعنی حاضر بودن دقیقاً همون لحظه‌ای که یکی داره برای مشکلش راه‌حل می‌گرده.

چرا کاربران به نتایج اول گوگل اعتماد می‌کنند؟

بیایید یه مثال بزنم. می‌خواید برای خودتون کفش بخرید. سرچ می‌کنید «خرید کفش آنلاین». گوگل هزاران سایت نشونتون می‌ده. حالا صادقانه: چند تا از این‌ها رو باز می‌کنید؟

اکثر آدم‌ها همون صفحه‌ی اول رو نگاه می‌کنن و از همون صفحه هم فقط سه نتیجه‌ی اول رو بررسی می‌کنن. دلیلش یه چیز سادست: کاربر ناخودآگاه فرض می‌کنه گوگل کارش رو بلده و بهترین‌ها رو اول گذاشته. یه‌جور اعتماد قرضیه که گوگل بهتون می‌ده.

پس وقتی می‌رید رتبه‌ی اول، فقط ترافیک نگرفتید؛ اعتبار هم گرفتید. و اعتبار همون چیزیه که فروش رو می‌سازه.

تاثیر سئو در فروش؛ اعداد چه می‌گویند؟

خب حالا بریم سر اعداد، چون بدون عدد این حرف‌ها شعاره.

نرخ کلیک در جایگاه اول تا سوم گوگل

الگوی کلیک در گوگل خیلی شیب‌داره. نتیجه‌ی اول معمولاً چند برابر نتیجه‌ی پنجم کلیک می‌گیره و از رتبه‌ی هشتم به بعد تقریباً وارد بیابون می‌شید. یعنی فاصله‌ی رتبه‌ی سه و رتبه‌ی هشت، فاصله‌ی «کسب‌وکار داره کار می‌کنه» با «هیچی» هست.

پیشنهاد من: آخرین آمار CTR رو از منابع معتبر (مثل گزارش‌های سالانه‌ی شرکت‌های سئو) بگیرید و همین‌جا با عدد دقیق و تاریخ ذکر کنید. اعداد این حوزه هر سال عوض می‌شن و آمار قدیمی به اعتبار مقاله ضربه می‌زنه.

یه نکته‌ی دیگه هم هست: خیلی از سرچ‌ها این روزها بدون کلیک تموم می‌شن، چون گوگل خودش جواب رو بالای صفحه نشون می‌ده. این یعنی جنگ فقط برای رتبه نیست؛ برای جایگاه‌های ویژه هم هست. که در بخش داده‌های ساختاریافته سراغش می‌ریم.

قصد جستجو و رابطه‌اش با نرخ تبدیل

اینجا جاییه که بیشتر سایت‌ها اشتباه می‌کنن و از قصد می‌خوام زیرش خط بکشم، چون به‌نظرم مهم‌ترین جمله‌ی این مقالست:

همه‌ی کلمات کلیدی ارزش فروشی یکسانی ندارن.

سه دسته کلمه داریم:

  • کلماتی که دنبال اطلاعاتن: «کفش چرم چیست»، «چطور کفش رو تمیز کنیم». حجم سرچ بالا، فروش تقریباً صفر. ولی برای برندسازی و اعتماد لازمن.
  • کلماتی که دنبال مقایسه‌ان: «بهترین برند کفش ایرانی»، «مقایسه کفش X و Y». اینجا کاربر تصمیم گرفته بخره، فقط نمی‌دونه از کی. طلای خالص.
  • کلماتی که دنبال خریدن: «خرید کفش چرم مردانه»، «قیمت کفش اداری». کمترین حجم سرچ، بیشترین نرخ تبدیل.

الان یه سایت رو تصور کنید که پونصد مقاله‌ی آموزشی داره و ماهی صد هزار بازدید می‌گیره ولی فروشش هیچه. دلیلش اینه که همه‌ی تیرهاش رو زده به دسته‌ی اول. شما باید هر سه دسته رو داشته باشید، ولی برای دسته‌ی دوم و سوم بیشترین انرژی رو بذارید.

سئو یا تبلیغات کلیکی؛ کدام برای فروش به‌صرفه‌تر است؟

جواب کوتاه: هر دو، ولی نه در یه بازه‌ی زمانی.

تبلیغ کلیکی از فردا براتون ورودی می‌آره. سئو سه تا شش ماه وقت می‌خواد. اما هزینه‌ی جذب مشتری در سئو در طول زمان کاهش پیدا می‌کنه، درحالی‌که در تبلیغ کلیکی همیشه ثابته یا بالاتر می‌ره (چون رقبا هم دارن قیمت رو بالا می‌برن).

منطق درست اینه: با تبلیغ کلیکی شروع کنید تا بفهمید کدوم کلمات واقعاً فروش می‌آرن، بعد همون کلمات رو با سئو تسخیر کنید. اینجوری دارید با پول تبلیغات، برای سئوتون تحقیق بازار انجام می‌دید.

محتوای سئو شده و مسیر فروش

قبل از هرچیزی یه سوءتفاهم رو رفع کنیم. محتوای سئو شده یه سری فراینده که در مقاله رعایت می‌کنید تا خزنده‌های گوگل بتونن تصمیم بگیرن این محتوا خوبه یا نه. همین. تمام.

بقیه‌ی مسیر پیشرفتتون در گوگل به جذب و ماندگاری کاربر در صفحات سایتتون مربوطه. یعنی سئو درِ خونه رو براتون باز می‌کنه؛ اینکه مهمون بمونه یا نه، دیگه به خودتون بستگی داره.

محتوا و بازاریابی محتوا چیست؟

به تمام پیام‌ها یا آموزش‌هایی که در قالب ویدئو، پادکست، تصویر و متن به کاربر ارائه می‌کنید تا به اهداف مالی یا غیرمالی‌تون برسید، می‌گیم محتوا. اما محتوا به‌تنهایی کافی نیست.

نمونه بازاریابی محتوای میهن وردپرس
نمونه بازاریابی محتوای میهن وردپرس

راستش ما کل روز و شبمون درگیر کانال‌هاییه که با محتوا احاطه‌مون کردن. در گوگل دنبال جواب سؤالمون می‌گردیم و داریم یه محتوای سئو شده می‌خونیم. در تلویزیون تبلیغ می‌بینیم و با یه برند روغن آشنا می‌شیم. اخبار می‌خونیم و درباره‌ی محیط اطرافمون اطلاعات می‌گیریم. همه‌ش محتواست.

نمونه تبلیغ دیده شده کالای مورد نیاز ما
نمونه تبلیغ دیده شده کالای مورد نیاز ما

فرقش در تجارت اینه که شما دیگه فقط اطلاع نمی‌دید؛ می‌خواید کاربر یه کاری بکنه. و اینجاست که بازاریابی محتوا وارد می‌شه.

(اگه دوست داشتید مفصل‌تر بخونید، قبلاً یه مقاله‌ی کامل درباره‌ی بازاریابی محتوا نوشتم.)

انواع محتوا در مراحل مختلف قیف فروش

یه چیز ساده که کار من رو خیلی راحت کرد این بود که فهمیدم برای هر مرحله از تصمیم‌گیری کاربر، یه نوع محتوا لازمه:

مرحلهحال کاربرمحتوایی که لازم داره
بالای قیفتازه فهمیده مشکل دارهمقاله‌ی آموزشی، ویدئوی توضیحی
میانه‌ی قیفدنبال راه‌حل می‌گردهمقایسه، بررسی، مطالعه‌ی موردی
پایین قیفداره خرید می‌کنهصفحه‌ی محصول، قیمت، نظرات مشتری

اگه فقط بالای قیف محتوا دارید، ترافیک زیاد می‌گیرید و فروش کم. اگه فقط پایین قیف دارید، سایتتون هیچ‌وقت رشد نمی‌کنه چون کسی پیداتون نمی‌کنه. باید هر سه‌تا رو داشته باشید و بینشون لینک بدید.

چرا سئوی تقلبی در نهایت فروش را کم می‌کند؟

اینو باید بی‌رودربایستی بگم. تمام فرایند سئو فقط برای اینه که مخاطب به بهترین مقاله دست پیدا کنه. اگه سئو رو تقلبی انجام بدید و به‌زور برید بالا، ولی کاربر از محتواتون راضی نباشه، گوگل خیلی راحت متوجه می‌شه و جایگاهتون رو می‌ده به رقیبتون.

پس صرفاً «محتوای سئو شده» ملاک دقیقی برای رتبه‌بندی شما در گوگل نیست. رضایت کاربر ملاکه؛ سئو فقط زبانیه که با گوگل حرف می‌زنید.

تکنیک‌های تولید محتوای سئو شده برای افزایش فروش

خب، رسیدیم به بخشی که می‌دونم منتظرش بودید. ولی قبل از تکنیک‌ها یه چیز رو بگم: باید به‌روز باشید. اون‌قدر به‌روز که کاربر برای پیدا کردن بهترین راه‌حل مشکلش، بیاد محتوای شما رو بخونه. این گام اصلیه. بعدش می‌شه رفت سر نکات فنی.

پیش از نوشتن: تحقیق و انتخاب کلمه کلیدی

قبل از نوشتن، موضوعات مهمی هست که باید بدونید!

پیدا کردن موضوعات ترند

قبل از اینکه برید سراغ کلمه‌ی کلیدی، یه نگاه بندازید ببینید الان چی داغه و چی بیشتر سرچ می‌شه. سعی کنید محتواتون رو هرطور شده به اون موضوع ترند نزدیک کنید. گوگل ترندز برای همین ساخته شده و مجانیه.

مقایسه محبوبیت کلمات کلیدی در ابزار گوگل ترندز
مقایسه محبوبیت کلمات کلیدی در ابزار گوگل ترندز

انتخاب کلمه کلیدی با قصد خرید، نه فقط حجم جستجو

روش سنتی و درست اینه: اول درباره‌ی موضوعی که می‌خواید بنویسید کامل مطالعه و تحقیق کنید. بعد کلماتی که مناسب به‌نظر می‌رسن رو در یه لیست بنویسید. بعد برید سراغ آنالیز رقبا و ببینید در اون کلمه چقدر رقیب دارید. آخر هم چک کنید میزان سرچ کدوم کلمه بیشتره. درنهایت کلماتی رو انتخاب کنید که رقیب کمتر و سرچ بالاتر دارن.

ولی من یه ستون سوم هم به این جدول اضافه می‌کنم: ارزش تجاری. یه کلمه با ماهی ۲۰۰ سرچ که قصد خرید داره، از یه کلمه با ماهی ۲۰ هزار سرچ که فقط کنجکاویه، برای فروشتون باارزش‌تره. جدی می‌گم.

ابزارهای کلمه کلیدی

ابزار زیاده. Keyword Tool کمکتون می‌کنه کلمات مربوط به یه موضوع خاص رو پیدا کنید. گوگل ترندز هم برای مقایسه‌ی چند کلمه با هم و دیدن روند سرچشون خوبه. کیوردپلنر خود گوگل هم هست که رایگانه.

ابزار keywordtool برای پیدا کردن کلمات کلیدی
ابزار keywordtool برای پیدا کردن کلمات کلیدی

فقط حواستون باشه ابزار جای مغز رو نمی‌گیره. ابزار بهتون لیست می‌ده؛ اینکه کدوم کلمه به کسب‌وکار شما می‌خوره رو خودتون باید تشخیص بدید.

هنگام نوشتن: ساختار و اصول متن

خب حالا موقع نوشتن متن شده! این موارد رو هم رعایت کنید!

جایگاه درست کلمات کلیدی و استفاده از مترادف‌ها

کلمه‌ی کلیدی رو در عنوان سئو استفاده کنید، بعد در بخش‌های نخست مقاله و در تیترها هم بیاریدش.

اما مراقب باشید! جوری از کلمه‌ی کلیدی استفاده نکنید که گوگل حس کنه دارید با تکرار زیادش دورش می‌زنید. اینجاست که ممکنه سخت شما رو به کاربر نشون بده. هوشمندانه کلمات کلیدی رو در متن بذارید و از مترادف‌ها بیشتر استفاده کنید. گوگل امروز مفهوم رو می‌فهمه، نه فقط تکرار حروف رو.

پیشنهاد می کنم مقاله تکرار زیاد کلمه کلیدی رو بخونید!

استفاده صحیح از تگ‌های H1 تا H6

شش تگ H1 تا H6 داریم و کارشون دسته‌بندی و نظم دادن به محتواست. دقیقاً مثل یه کتاب.

همین الان به یه کتاب فکر کنید. یه تیتر داره که جذبتون می‌کنه و یه عالمه موضوع که می‌خواد درباره‌شون حرف بزنه. تیتر اصلی روی جلد، همون H1 هست. تمام موضوعاتی که قرار در فصل‌ها بحث بشه H2 هست و زیرموضوعاتشون H3 و همین‌طور ادامه پیدا می‌کنه.

چند تا قانون ساده:

  • H1 اولین سرتیتری‌هست که در مقاله استفاده می‌شه و بعدش متن شروع می‌شه. حتماً کلمه‌ی کلیدی داخلش باشه و بیشتر از یک بار نمی‌شه ازش استفاده کرد.
  • H2 تا H6 سرتیترهای بعدی‌ان. حداقل در یکی از این‌ها کلمه‌ی کلیدی بیارید.
  • ترتیب رو رعایت کنید. از H2 نپرید به H4.
  • بهتره بعد از هر پاراگراف ۲۰۰ کلمه‌ای یه سرتیتر بذارید.
  • برخلاف حرف خیلی از نویسنده‌ها، برای تعداد H2 محدودیتی وجود نداره.

طول مناسب محتوا

گوگل طول محتوا رو بررسی می‌کنه و سایت‌هایی که محتوای طولانی‌تر دارن از نظرش کامل‌ترن. به‌طور متوسط پیشنهاد می‌شه طول مقاله بین ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ کلمه باشه. محتوای کوتاه از نظر گوگل کم‌کیفیت و کم‌ارزشه.

نظر شخصی من؟ حتی بیشتر از ۲۰۰۰ کلمه بنویسید و سایتتون رو پر کنید از محتواهای مادر.

ولی یه هشدار: طولانی‌نویسی با پرگویی فرق داره. اگه برای رسیدن به ۲۰۰۰ کلمه دارید حرف تکراری می‌زنید، کاربر می‌فهمه، صفحه رو می‌بنده، و گوگل هم از رفتار کاربر می‌فهمه. طول مقاله باید طبیعی از عمق موضوع بیاد، نه از کشش دادن جمله‌ها.

محتوای یونیک و اختصاصی

از محتوای کپی بپرهیزید. محتوای کپی باعث می‌شه الگوریتم‌های گوگل جریمه‌تون کنن. محتوای منحصربه‌فرد، کامل و با رعایت اصول نگارشی بنویسید. این کار هم ارزش محتواتون رو نزد کاربر بالا می‌بره و هم بخش مهمی از مراحل نوشتن محتوای سئو شدست.

خوانایی؛ پاراگراف کوتاه، فونت خوانا، جمله‌های ساده

محتوای یونیک به‌تنهایی کافی نیست. خوانا و قابل‌فهم بودن و ساختار مناسبه که خواننده رو راضی می‌کنه.

دقت کنید مطلبی که می‌نویسید نه خیلی ساده و عامیانه باشه نه خیلی تخصصی و سنگین. البته این به مخاطب هدفتون هم بستگی داره؛ نوشتن محتوای تخصصی برای متخصصین آی‌تی با نوشتن محتوای عمومی خیلی فرق داره.

با رعایت چند تا نکته‌ی ساده کار راه می‌افته: پاراگراف‌های کوتاه، فونت خوانا و نسبتاً درشت، فاصله‌گذاری مناسب بین پاراگراف‌ها، و جمله‌های کوتاه.

ارتباط معنایی عنوان با محتوا

یکی از عوامل خیلی مهم در بهبود رتبه، ارتباط معنایی عنوان با محتواست. مطمئن باشید برای هیچ کاربری خوشایند نیست که «آموزش رایگان زبان انگلیسی» رو سرچ کنه و وارد صفحه بشه و با تبلیغ فروش لپ‌تاپ روبه‌رو بشه.

از گول زدن کاربر بپرهیزید. گوگل برای کاربرهاش اهمیت زیادی قائله و اگه متوجه چنین خطایی بشه جریمه‌تون می‌کنه.

حالا یه تقلب بهتون برسونم: اگه از عنوانی استفاده کنید که خیلی جذاب و نامتعارف باشه ولی ضدِ محتوای اصلی نباشه، ورودی بیشتری می‌گیرید و ممکنه در پیشنهادهای گوگل در موبایل هم نمایش داده بشید. یعنی همون اول کار مقدار زیادی کاربر مجانی جذب می‌کنید. مثلاً به این عنوان دقت کنید: «تولید محتوا به روش دزدان دریایی». جالبه نه؟

پس از نوشتن: بهینه‌سازی فنی

خب حالا بعد از نوشتن نیاز به بهینه‌سازی های فنی هم دارید:

نوشتن توضیحات متا زیر ۱۶۰ کاراکتر

توضیحات متا درواقع خلاصه‌ای از محتوای نوشته‌شدست و در نتایج جست‌وجوی گوگل دیده می‌شه. وقتی یه عبارت رو سرچ می‌کنید، گوگل سایت‌ها رو با یه عنوان آبی‌رنگ و زیرش یه خط توضیح خاکستری نشون می‌ده. اون توضیح خاکستری همون Meta Description هست.

توضیحات متا در افزونه رنک مث
توضیحات متا در افزونه رنک مث

بهتره بیشتر از ۱۶۰ کاراکتر نباشه و کلمه‌ی کلیدی داخلش باشه. این خلاصه اگه جذاب نوشته بشه به بازدید سایت کمک می‌کنه. اگه چکیده‌ای برای محتواتون ننویسید، گوگل در هر بار نمایش خودش بخشی از متن رو به‌عنوان خلاصه نشون می‌ده و لزوماً بخش خوبی رو انتخاب نمی‌کنه.

نکته‌ی فروش‌محورش هم اینه: توضیحات متا تنها جاییه که می‌تونید قبل از کلیک، کاربر رو قانع کنید. مثل متن یه تبلیغ کوتاه بهش نگاه کنید، نه مثل یه خلاصه‌ی خشک.

تصویر، ویدئو و تگ ALT

یکی از دلایل محبوبیت دیجی‌کالا این بود که نقد و بررسی موبایل و دوربین رو به‌صورت ویدئویی منتشر می‌کرد. اکثر کاربرها ترجیح می‌دن جای صرف وقت زیاد برای خوندن یه مطلب طولانی، یه فایل صوتی یا ویدئویی گوش کنن و ببینن.

برای اینکه محتواتون جذاب باشه و کاربر رو خسته نکنه، از ویدئو و تصاویر جذاب استفاده کنید. این کار به سئوی سایتتون هم خیلی کمک می‌کنه. ویدئوی شما می‌تونه خلاصه‌ای از همون مطلب نوشته‌شده باشه.

تصاویر هم باید مرتبط با محتوا باشن و توضیحات ALT داشته باشن تا گوگل راحت بفهمه موضوع تصویر چیه. بهترین راه‌حل اینه که نام تصویر همون توضیحات ALT باشه.

فقط حواستون به یه چیز باشه: حجم بالای ویدئو و تصویر سرعت سایت رو کم می‌کنه و این خودش یه عامل منفی برای سئوئه. پس تصویر و ویدئوی باکیفیت ولی کم‌حجم بذارید.

لینک داخلی

لینک داخلی یعنی لینک دادن به صفحات دیگه‌ی سایت خودتون. به محتواهای مرتبط سایتتون لینک داخلی بدید؛ این کار باعث می‌شه ارتباط معنایی بین این صفحات ایجاد بشه و گوگل زودتر متوجه مقالات جدیدتون بشه.

این یکی از بخش‌های مؤثر در محتوای سئو شدست، پس جدی بگیریدش. و از منظر فروش: لینک داخلی همون چیزیه که کاربر رو از مقاله‌ی آموزشی می‌بره به صفحه‌ی محصول. یعنی مسیر پول از همین‌جا می‌گذره.

لینک خارجی

لینک خارجی یعنی لینک‌هایی که به سایت‌های دیگه می‌دید یا از سایت‌های دیگه دریافت می‌کنید. سعی کنید به وب‌سایت‌های مرتبط و معتبر لینک بدید. لینک دادن به سایت‌های غیرمعتبر هیچ ارزشی در سئو ایجاد نمی‌کنه.

داده‌های ساختاریافته

داده‌های ساختاریافته به مجموعه کدهایی گفته می‌شه که فرمت مخصوص خودشون رو دارن و جوری نوشته می‌شن که برای موتورهای جست‌وجو قابل‌فهم باشه.

کاربردش برای فروش خیلی مستقیمه: با اسکیمای محصول می‌تونید قیمت و موجودی و امتیاز محصول رو مستقیم در نتایج گوگل نشون بدید. با اسکیمای FAQ می‌تونید سؤالات متداولتون رو زیر نتیجه‌تون باز کنید. نتیجه‌ی این کارها اینه که نتیجه‌ی شما در صفحه‌ی گوگل بزرگ‌تر و چشمگیرتر از رقیب می‌شه (حتی اگه رتبه‌تون یکی پایین‌تر باشه).

از بازدید تا فروش؛ حلقه‌ی گمشده‌ی بیشتر سایت‌ها

اینجا بخشیه که به‌نظرم بیشتر مقالات سئو ازش رد می‌شن و بعد صاحب سایت می‌مونه که «ترافیکم خوبه، پس چرا فروش ندارم؟»

فراخوان به عمل درست در محتوای آموزشی

کاربری که آموزشی خونده، آماده‌ی خرید نیست. اگه ته یه مقاله‌ی آموزشی بذارید «همین حالا بخرید»، هیچی نمی‌شه.

قدم بعدی رو کوچیک بگیرید. توی مقاله‌ی آموزشی، CTA درست اینه: «دانلود چک‌لیست»، «مشاوره‌ی رایگان»، «عضویت در خبرنامه». کاربر رو یه پله بیارید پایین‌تر در قیف، نه ده پله.

توی مقاله‌های مقایسه‌ای، CTA می‌تونه مستقیم‌تر باشه: «مشاهده‌ی قیمت»، «درخواست دمو».

نقش سرعت سایت و تجربه کاربری در نرخ تبدیل

می‌تونید رتبه‌ی یک گوگل باشید و بازم فروش نداشته باشید، اگه سایتتون کند باشه یا در موبایل به‌هم‌ریخته باشه. هر ثانیه تأخیر در لود صفحه یه بخشی از کاربرهاتون رو می‌بره.

یه کار ساده بکنید: خودتون با گوشی و با اینترنت همراه برید سراغ سایتتون و سعی کنید یه خرید کامل انجام بدید. اکثر مشکلات همین‌جا لو می‌ره.

چگونه فروش حاصل از سئو را اندازه بگیریم؟

اگه اندازه نگیرید، نمی‌دونید چی کار می‌کنه.

  • سرچ کنسول: بهتون می‌گه با چه کلماتی دارید دیده می‌شید، کجاها رتبه دارید و کجا CTR پایینه. اگه یه صفحه رتبه‌ی خوب داره ولی کلیک نمی‌گیره، مشکل عنوان و توضیحات متاست.
  • گوگل آنالیتیکس (GA4): اینجا هدف تعریف کنید. یعنی ثبت سفارش، پر کردن فرم، تماس. بعد ببینید کدوم صفحه‌ی ورودی از گوگل داره بیشترین هدف رو محقق می‌کنه.

وقتی این دو تا رو کنار هم بذارید، می‌فهمید کدوم مقاله‌ها واقعاً پول درمی‌آرن. بعد همون‌ها رو به‌روز کنید و گسترش بدید. این کار ده برابر بازده نوشتن یه مقاله‌ی جدید رو داره.

سئو چقدر زمان می‌برد تا روی فروش اثر بگذارد؟

جواب صادقانه: بین سه تا شش ماه برای دیدن حرکت جدی، و شش تا دوازده ماه برای نتیجه‌ی پایدار. برای کلمات خیلی رقابتی حتی بیشتر.

این عدد بستگی داره به سن دامنه، وضعیت فنی سایت، قدرت رقبا و اینکه چه حجمی محتوا تولید می‌کنید. اگه کسی بهتون گفت در یک ماه رتبه‌ی اول گوگل می‌شید، یا داره اشتباه می‌کنه یا داره کاری می‌کنه که آخرش سایتتون جریمه می‌شه.

سوالات متداول

آیا سئو برای سایت‌های کوچک هم جواب می‌دهد؟

بله، ولی با استراتژی متفاوت. سایت کوچیک نباید بره سراغ کلمات کلی و پرقدرت. باید بره سراغ کلمات طولانی و خاص و محلی. مثلاً جای «خرید کفش»، برید سراغ «خرید کفش طبی زنانه در اصفهان». رقابت کمتره و کاربرش هم به خرید نزدیک‌تره.

بدون بلاگ هم می‌توان فروش را با سئو بالا برد؟

تا حدی. صفحه‌ی محصول و دسته‌بندی رو می‌شه سئو کرد و برای کلمات خرید رتبه گرفت. ولی بدون محتوای آموزشی، شما فقط با کسانی کار دارید که همین حالا آماده‌ی خریدن. بلاگ برای گرفتن اون بخش بزرگ‌تره که هنوز در حال تحقیقه.

هزینه سئو چقدر است و کی به سود می‌رسد؟

هزینه‌ی سئو بین محتوا، فنی و لینک تقسیم می‌شه و بازه‌ش خیلی گستردست. اما معیار درست برای سنجشش هزینه نیست؛ هزینه‌ی جذب هر مشتریه. اگه ماهی یه عدد X خرج می‌کنید و بعد از هشت ماه، ترافیک ارگانیک داره ماهی چند برابر X براتون فروش می‌آره، سئو داره جواب می‌ده. برای همین اندازه‌گیری از روز اول مهمه.

جمع بندی

یکی از مهم‌ترین اهداف محتوای سئو شده رضایت کاربره. رضایت کاربر هم زمانی حاصل می‌شه که با سرچ کردن، خیلی سریع و راحت به خواستش برسه. و همون‌طور که می‌دونید رضایت کاربر برای گوگل خیلی مهمه و با الگوریتم‌هایی که داره راحت می‌فهمه کاربر از محتوای شما راضیه یا نه.

محتوای سئو شده از بخش‌های فرایند سئوی داخلی محسوب می‌شه که هدفش ارائه‌ی محتوای موردنظر کاربر به بهترین شکله. طبق بیانیه‌ی گوگل، شما باید چیزی رو به کاربر بدید که دنبالشه.

پس خلاصه‌ی کل حرف من:

۱. قبل از انتشار مطمئن شید کلمات کلیدی اصلی در قسمت ابتدایی متن هستن و از مترادف‌ها در ادامه استفاده کردید. ۲. بعدش برید سراغ زیباسازی و غنی‌سازی محتوا و خوانایی‌ش رو بهتر کنید. ۳. مسیر کاربر تا محصول رو با لینک داخلی و CTA درست باز کنید. ۴. اندازه بگیرید، ببینید کدوم صفحه فروش می‌آره، و همون رو تقویت کنید. ۵. تا اونجا که می‌تونید محتواتون رو در دیدگان کاربرهای زیاد بذارید و باهاشون به اشتراک بذارید.

تمام این فرایندها باعث می‌شه سئوی وب‌سایتتون به افزایش فروشتون منتهی بشه. چون در نهایت، کاربر بیشتر به نتایج اول گوگل اعتماد می‌کنه و شما دارید برای همون جایگاه کار می‌کنید.

نظر شما در این مورد چیه؟

    پشتیبانپشتیبانپشتیبانپشتیبانپشتیبان
    تیم میهن وردپرس
    پشتیبانپشتیبانپشتیبانپشتیبانپشتیبان
    تیم میهن وردپرسآنلاین و پاسخگوی شما هستیم.آنلاین

    در حال بارگذاری...

    هر سوالی دارید بپرسید.پاسخگوی شما هستیم.