SHET23

کلمه کلیدی چیست؟ انواع کلمات کلیدی و کاربرد آن در سئو

کلمه کلیدی چیست؟ انواع کلمات کلیدی و کاربرد آن در سئو

هر بار که چیزی را در گوگل جست‌وجو می‌کنید، دارید از یک «عبارت» استفاده می‌کنید. مثلاً وقتی دنبال سایتی برای یادگیری وردپرس هستید، در گوگل می‌نویسید آموزش وردپرس. همین عبارت، کلمه‌ی کلیدی شماست.

از طرف دیگه، صاحب آن سایتی که در نتایج بالا اومده، از قبل حدس زده بود که شما این عبارت را جست‌وجو می‌کنید — و صفحه‌اش رو برای همین عبارت آماده کرده بود. کل ماجرای کلمه کلیدی در سئو همینه: حدس زدن این‌که مخاطب شما چه چیزی تایپ می‌کنه، و ساختن صفحه‌ای که جواب دقیق همان جست‌وجو باشه.

در این مقاله می‌بینید کلمه‌ی کلیدی و کلمه‌ی کلیدی کانونی (Focus Keyword) چی هستن، انواعشون کدومه، و دو قانون اصلی انتخاب‌شون چیه. یک نکته رو هم روشن می‌کنم که خیلی از مقاله‌های فارسی اشتباه می‌گن، این‌که «هر صفحه فقط با یک کلمه‌ی کلیدی رتبه می‌گیره» دیگه درست نیست.

آنچه در این مقاله می‌خوانید

کلمه کلیدی چیست؟

کلمه‌ی کلیدی (Keyword) همون عبارتیه که کاربر در موتور جست‌وجو تایپ می‌کنه تا به چیزی که می‌خواد برسه. در سئو، کار ما اینه که بفهمیم مخاطب‌مون چه عباراتی رو جست‌وجو می‌کنه و برای هرکدوم، صفحه‌ای بسازیم که بهترین جواب باشه.

اسمش «کلمه» ست، ولی در عمل تقریباً همیشه یک عبارت چند کلمه‌ای هست. کسی در گوگل فقط «وردپرس» را جست‌وجو نمی‌کنه؛ می‌نویسه «آموزش وردپرس»، «قالب فروشگاهی وردپرس» یا «چطور افزونه وردپرس نصب کنم». هرچی این عبارت طولانی‌تر و دقیق‌تر باشه، نیت کاربر روشن‌تره.

کلمه کلیدی
کلمه کلیدی

جست‌وجوی صوتی هم همینه

ممکنه بگید «من با OK Google و جست‌وجوی صوتی کار می‌کنم». تفاوتی در اصل ماجرا نداره؛ صدای شما در نهایت به متن تبدیل می‌شه و گوگل همون متن رو پردازش می‌کنه.

فقط یک تفاوت رفتاری وجود داره که برای تولید محتوا مهمه: عبارت‌های صوتی معمولاً بلندتر، محاوره‌ای‌تر و به شکل سؤال هستن. کسی که تایپ می‌کنه می‌نویسه «قیمت هاست دانلود»، ولی کسی که حرف می‌زنه می‌گه «قیمت هاست دانلود ایرانی چنده؟». به همین دلیل، داشتن بخش سؤالات متداول در مقاله‌ها به گرفتن این نوع جست‌وجوها کمک می‌کنه.

رابطه‌ی کلمه کلیدی و SERP

وقتی عبارتی رو جست‌وجو می‌کنید، گوگل صفحه‌ای از نتایج به شما نشون می‌ده که بهش SERP می‌گیم (مخفف Search Engine Results Page). اگه بخش قبلی این مجموعه را نخوندید، پیشنهاد می‌کنم اول مقاله‌ی SERP چیست را ببینید، چون پیش‌نیاز این بحثه.

نکته‌ی مهم این است که SERP هر عبارت، شکل متفاوتی داره. برای «آموزش وردپرس» فهرستی از مقالات و ویدئوها می‌بینید؛ برای «قیمت هاست» ممکنه صفحات محصول و جدول قیمت ببینید. همین تفاوت، به شما می‌گه گوگل برای آن عبارت چه نوع محتوایی می‌خواد — و این مهم‌ترین سرنخه که قبل از نوشتن هر مطلبی باید بررسی کنید. کافیه عبارت هدف‌تون را جست‌وجو کنید و ببینید ده نتیجه‌ی اول چه شکلی هستن.

کلمه کلیدی کانونی (Focus Keyword) چیست؟

بین همه‌ی عباراتی که یک صفحه می‌تونه براشون رتبه بگیره، یکی مهم‌تر از بقیه‌ست: عبارتی که آن صفحه دقیقاً حول محورش ساخته شده. به این عبارتکلمه کلیدی کانونی یا Focus Keyword می‌گیم. اسم دیگرش «عبارت هدف» هست.

کلمه کلیدی کانونی
کلمه کلیدی کانونی

مثلاً همین صفحه‌ای که در حال خوندنش هستید، کلمه‌ی کلیدی کانونی‌ش «کلمه کلیدی در سئو» هست. عبارات دیگری مثل «Focus Keyword»، «انواع کلمات کلیدی» یا «کلمه کلیدی کانونی چیست» هم در متن هستن، ولی همه در خدمت همان موضوع اصلی‌ان.

یک نکته‌ی مهم که کمتر گفته می‌شه: «Focus Keyword» در اصل اصطلاح گوگل نیست، اصطلاح ابزارهای سئوست. فیلدی که در افزونه‌های Yoast یا Rank Math به اسم کلمه‌ی کلیدی کانونی پر می‌کنید، برای گوگل ارسال نمی‌شه و گوگل هیچ‌جا نمی‌خوندش. اون فیلد فقط ابزاریه که به شما کمک می‌کنه تمرکز محتواتون را حفظ کنید و افزونه بتونه بهتون بگه عبارت هدف در عنوان، توضیحات و متن به‌کار رفته یا نه. پس پر کردن اون فیلد به‌خودی‌خود رتبه نمی‌سازه؛ اون‌چه رتبه می‌سازه محتواییه که واقعاً به اون جست‌وجو جواب می‌ده.

تفاوت کلمه کلیدی، کانونی و کلمات مرتبط

نوع عبارتتعریفمثال در همین مقاله
کلمه کلیدی کانونیعبارت اصلی که صفحه حولش ساخته شدهکلمه کلیدی در سئو
مترادف‌هاعبارات هم‌معنا که همان نیت را دارنکلیدواژه در سئو، عبارت کلیدی
کلمات مرتبطعباراتی که موضوع را کامل می‌کننFocus Keyword، هدف جست‌وجو، انواع کلمات کلیدی
عبارات بلند‌دمسؤالات دقیق‌تر مرتبط با همان موضوعکلمه کلیدی کانونی را چطور انتخاب کنیم

یک سئوکار عملاً با این عبارت چکار می‌کنه؟

کار سئوکار این نیست که یک عبارت رو در متن تکرار کنه. کارش این چهار مرحله‌ست: عبارات مهم حوزه‌ی کاری رو پیدا می‌کنه، برای هرکدام مشخص می‌کنه کاربر با جست‌وجوی اون دقیقاً دنبال چیه، تصمیم می‌گیره کدام صفحه‌ی سایت مسئول جواب دادن به آن باشه، و بعد آن صفحه را طوری می‌سازه که بهترین جواب موجود در نتایج باشه.

به‌عنوان مثال، تیم سئوی میهن وردپرس می‌دونه عباراتی مثل «آموزش وردپرس»، «قالب وردپرس»، «افزونه وردپرس» و «دانلود وردپرس» مهم‌ترین عبارات این حوزه‌ان — و برای هرکدام صفحه‌ی مسئول خودش رو داره. دقت کنید که همه‌ی این عبارات، زیرمجموعه‌ی یک حوزه‌ی واحد هستن. و این ما رو می‌بره سراغ اولین قانون.

انواع کلمات کلیدی

قبل از قوانین، لازمه بدونید همه‌ی کلمات کلیدی یک جنس ندارن. این تفکیک، تعیین می‌کنه چه محتوایی باید بنویسید و چه انتظاری از نتیجه داشته باشید.

بر اساس طول و رقابت

نوعویژگیمثالمناسب چه سایتی
کوتاه (Head)یک یا دو کلمه، حجم جست‌وجوی بالا، رقابت بسیار سنگین، نیت مبهموردپرسسایت‌های قدیمی و قوی
میان‌دمدو تا سه کلمه، حجم متوسط، رقابت متوسطآموزش وردپرسسایت‌های در حال رشد
بلند‌دم (Long-tail)چهار کلمه و بیشتر، حجم کم، رقابت کم، نیت خیلی روشنچطور قالب وردپرس را فارسی کنیمسایت‌های تازه‌کار

اگر سایت‌تون جدیده، وسوسه‌ی هدف‌گیری عبارات کوتاه رو کنار بذارید. رتبه گرفتن برای «وردپرس» کار سایتیه که سال‌ها اعتبار ساخته. در عوض، ده مقاله‌ی دقیق روی عبارات بلند‌دم می‌تونه در چند ماه براتون ترافیک واقعی بیاره — و مجموع همون ترافیک‌های کوچک، در نهایت اعتباری می‌سازه که بعداً امکان رقابت روی عبارات بزرگ‌تر رو بهتون می‌ده.

بر اساس هدف جست‌وجو (Search Intent)

این مهم‌ترین دسته‌بندی و چیزی است که یک سئوکار حرفه‌ای را از تازه‌کار جدا می‌کنه. هر عبارت، یک «نیت» پشتش داره:

نوع نیتکاربر چه می‌خواهدنشانه در عبارتمحتوای مناسب
اطلاعاتییاد بگیرهچیست، چگونه، آموزش، راهنمامقاله، ویدئوی آموزشی
ناوبریبه جای مشخصی برسهنام برند یا سایتصفحه‌ی اصلی، صفحه‌ی برند
تجاریقبل از خرید مقایسه کنهبهترین، مقایسه، بررسی، در برابرمقاله‌ی مقایسه‌ای، لیست
خریدیهمین حالا بخرهخرید، قیمت، سفارش، تخفیفصفحه‌ی محصول، صفحه‌ی فروش

چرا انتخاب اشتباه نوع، کل زحمت رو هدر می‌ده؟

فرض کنید برای عبارت «خرید هاست دانلود» یک مقاله‌ی دوهزار کلمه‌ای آموزشی نوشتید که توضیح می‌ده هاست دانلود چیه. آن مقاله هرچقدر هم خوب باشه، احتمالاً رتبه نمی‌گیره — چون کاربری که «خرید» تایپ کرده، دنبال پلن و قیمت و دکمه‌ی سفارشه، نه تعریف.

برعکسش هم درسته، مثلا اگه برای «هاست دانلود چیست» یک صفحه‌ی فروش با جدول پلن‌ها بسازید، کاربر جوابش رو نمی‌گیره و سریع برمی‌گرده به نتایج.

راه تشخیصش خیلی ساده‌ست و ده ثانیه وقت می‌گیره، عبارت رو در گوگل جست‌وجو کنید و ببینید ده نتیجه‌ی اول چه نوع صفحه‌ای هستن. اگر همه مقاله بودن، شما هم باید مقاله بنویسید. اگر همه صفحه‌ی محصول بودن، مقاله جواب نمی‌ده. گوگل با همون ده نتیجه، جواب سؤال‌تون رو داده.

قانون اول: کلمه کلیدی باید به حوزه‌ی کاری شما بخوره

این قانون در نگاه اول بدیهی به نظر می‌رسه، ولی جالبه که خیلی‌ها با علم به اون نقضش می‌کنن. اگر کار شما آموزش آشپزیه، لازم نیست سایت‌تون رو برای «اجاره خودرو» سئو کنید. تا اینجا واضحه. اما حالت شایع‌تر و خطرناک‌تر، حالتی است که عبارت کمی مرتبط به نظر می‌رسه: سایتی در حوزه‌ی بازاریابی دارید و شروع می‌کنید به انتشار مقالات آموزش برنامه‌نویسی و طراحی قالب. استدلال‌تون هم منطقی به نظر می‌آد — «مدیر سایتی که مخاطب منه، ممکنه به برنامه‌نویسی هم نیاز داشته باشه».

اما ببینید در عمل چه اتفاقی می‌افته. کسی که «طراحی قالب وردپرس» رو جست‌وجو می‌کنه، به احتمال زیاد یک برنامه‌نویسه که هیچ علاقه‌ای به دوره‌ی بازاریابی شما نداره. او مقاله‌تون رو می‌خونه، مشکلش حل می‌شه و می‌ره. شما یک بازدید گرفتید و یک مشتری از دست دادید — چون همون انرژی رو می‌شد صرف مقاله‌ای در حوزه‌ی بازاریابی و برندینگ کرد که مخاطبش واقعاً مشتری شماست.

ترافیک بی‌ربط، ترافیک بده

این جمله ممکنه عجیب به نظر برسه، ولی سه دلیل روشن داره:

  • نرخ تبدیل صفر. هزار بازدید از مخاطبی که هیچ‌وقت مشتری نمی‌شه، ارزش تجاری‌ش صفره.
  • سیگنال گیج‌کننده برای گوگل. وقتی سایت شما درباره‌ی ده موضوع نامرتبط محتوا داره، برای گوگل سخت‌تره تشخیص بده شما در چه حوزه‌ای متخصصید. تمرکز موضوعی، به اعتبار موضوعی سایت کمک می‌کنه.
  • هزینه‌ی فرصت. هر مقاله‌ای که می‌نویسید، وقت و پولی است که می‌تونستید صرف موضوعی کنید که مشتری می‌آورد.

قبل از نوشتن هر مقاله از خودتون بپرسید «کسی که این عبارت را جست‌وجو می‌کنه، می‌تونه مشتری من باشه؟» اگر جواب نه است، آن مقاله را ننویسید — هرچقدر هم حجم جست‌وجوش وسوسه‌کننده باشه.

قانون دوم: هر صفحه، یک هدف جست‌وجو

اینجا به مهم‌ترین و پرسوءبرداشت‌ترین قانون سئو می‌رسیم. بذارید با یه مثال واقعی شروع کنم.

یکی از کاربران برامون نوشته بود: «من در صفحه‌ی اصلی سایتم عبارت چاپ لیوان رو به‌کار بردم، ولی وقتی این عبارت رو در گوگل سرچ می‌کنم، یه صفحه‌ی دیگه از سایتم نمایش داده می‌شه. مشکل کجاست؟»

جواب اینه: مشکلی نیست. گوگل صفحه‌ای رو نشون می‌ده که به‌نظرش دقیق‌تر به نیت کاربر جواب می‌ده. اگه صفحه‌ی اصلی سایت شما درباره‌ی ده تا موضوع مختلف حرف می‌زنه و یه صفحه‌ی داخلی مستقیماً و کامل درباره‌ی چاپ لیوانه، گوگل کاربر رو به همون صفحه‌ی داخلی می‌فرسته. از دید گوگل، این انتخاب بهتریه — و راستش از دید خودِ کاربر هم همین‌طوره.

چرا «یک صفحه = یک کلمه کلیدی» دیگه درست نیست

این جمله‌ای که در خیلی از مقاله‌های فارسی می‌بینید، مربوط به دورانیه که ابزارهای سئو تازه اومده بودن. امروز واقعیت اینه: یه صفحه‌ی خوب معمولاً برای صدها عبارت مختلف رتبه می‌گیره.

خودتون امتحان کنید. اگه به سرچ کنسول یه مقاله‌ی قدیمی و موفق سر بزنید، می‌بینید اون یه صفحه با ده‌ها و شاید صدها عبارت متفاوت نمایش داده شده و کلیک گرفته. عباراتی که حتی فکرشون رو هم نکرده بودید.

دلیلش هم اینه که گوگل سال‌هاست دیگه دنبال تطبیق کلمه‌به‌کلمه نیست؛ دنبال فهمیدن موضوع صفحه و نیت کاربره. پس اگه صفحه‌تون یه موضوع رو کامل پوشش داده باشه، خودبه‌خود برای همه‌ی عبارت‌های اطراف اون موضوع هم دیده می‌شه.

پس چی درسته؟

قانون درست اینه: هر صفحه باید یک هدف جست‌وجوی مشخص داشته باشه، نه یک کلمه‌ی کلیدی.

فرق این دو تا رو با یه مثال ببینید. صفحه‌ی «آموزش نصب وردپرس» یه هدف داره: به کسی که نمی‌دونه وردپرس رو چطور نصب کنه، یاد بده. این یه صفحه می‌تونه هم‌زمان برای این عبارت‌ها رتبه بگیره:

  • نصب وردپرس
  • آموزش نصب وردپرس
  • چطور وردپرس نصب کنیم
  • نصب وردپرس روی هاست
  • نصب وردپرس در لوکال هاست

همه‌ی اینها یک نیت دارن. اما اگه بخواید همون صفحه رو برای «قالب وردپرس» هم بهینه کنید، دارید دو هدف متفاوت رو تو یه صفحه می‌چپونید — و نتیجه‌اش صفحه‌ایه که هیچ‌کدوم از دو کار رو خوب انجام نمی‌ده.

کِی دو عبارت رو یکی کنیم، کِی جدا؟

این تصمیم رو با یه سؤال بگیرید: آدمی که این دو عبارت رو سرچ می‌کنه، دنبال یه چیزه یا دو چیز؟

دو عبارتیک صفحه یا دو صفحه؟چرا
قالب وردپرس / پوسته وردپرسیک صفحهمترادف کاملن؛ نیت یکیه
افزونه وردپرس / پلاگین وردپرسیک صفحهفقط تفاوت لفظی
اجاره خودرو / اجاره خودرو در تهراندو صفحهدومی نیت مکانی داره؛ کاربرش چیز دیگه‌ای می‌خواد
هاست دانلود چیست / خرید هاست دانلوددو صفحهیکی اطلاعاتیه، اون یکی خریدی
آموزش آشپزی / آموزش تهیه غذایک صفحهعملاً هم‌معنان
قالب وردپرس / قالب فروشگاهی وردپرسدو صفحهدومی زیرمجموعه‌ی تخصصی‌تره

الگویی که تو این جدول می‌بینید ساده‌ست: عبارت‌های مترادف رو کنار هم بذارید، عبارت‌هایی که یه قید یا محدودیت جدید اضافه می‌کنن رو جدا کنید. هر کلمه‌ای که به عبارت اضافه می‌شه (تهران، فروشگاهی، خرید، قیمت) می‌تونه نشونه‌ی یه نیت جدید باشه که صفحه‌ی خودش رو می‌خواد.

هم‌نوع‌خواری کلمات کلیدی؛ وقتی صفحه‌های خودتون با هم می‌جنگن

حالا برسیم به اون سوءبرداشت دیگه. تو نسخه‌های قدیمی این بحث گفته می‌شد «اگه دو صفحه رو با یه عبارت سئو کنید، سایت‌تون در گوگل نمایش داده نمی‌شه». این حرف درست نیست — سایت شما حذف نمی‌شه. اتفاقی که می‌افته چیز دیگه‌ایه و اسمش Keyword Cannibalization یا هم‌نوع‌خواری کلمات کلیدیه.

واقعاً چه اتفاقی می‌افته

فرض کنید دو مقاله دارید که هر دو درباره‌ی آموزش نصب وردپرسن. گوگل باید انتخاب کنه کدوم رو برای این عبارت نشون بده. نتیجه‌اش این می‌شه:

  • گوگل بین دو صفحه نوسان می‌کنه؛ یه هفته این رو نشون می‌ده، یه هفته اون یکی رو.
  • اعتبار و لینک‌هایی که می‌تونستن روی یه صفحه جمع بشن، بین دو صفحه پخش می‌شن.
  • نتیجه اینه که هر دو صفحه ضعیف‌تر از حالتیه که یه صفحه‌ی واحد و قوی داشتید.

پس ضرر واقعی، حذف شدن نیست؛ رقیق شدنه. شما با دست خودتون قدرت‌تون رو نصف کردید.

چطور تشخیصش بدیم

دو راه ساده داره:

اول، سرچ کنسول. به بخش Performance برید، روی تب Queries یه عبارت مهم رو انتخاب کنید و بعد تب Pages رو ببینید. اگه دیدید برای یه عبارت، چند صفحه‌ی مختلف از سایت‌تون نمایش داده شده، به احتمال زیاد هم‌نوع‌خواری دارید.

تب Queries
تب Queries

دوم، جست‌وجوی سایتی. تو گوگل این رو سرچ کنید:

site:yoursite.com آموزش نصب وردپرس

اگه چند صفحه‌ی مشابه برگشت، یه بازبینی لازمه.

راه‌حل

بستگی داره به این‌که اون صفحه‌ها چقدر به هم شبیهن:

  • اگه واقعاً یه چیزن: بهترین صفحه رو نگه دارید، محتوای مفید بقیه رو بهش اضافه کنید و صفحات اضافی رو با ریدایرکت ۳۰۱ به همون صفحه بفرستید.
  • اگه شبیهن ولی یکی نیستن: هرکدوم رو به یه نیت متفاوت اختصاص بدید و عنوان و محتواشون رو طوری تفکیک کنید که تفاوتشون واضح بشه. مثلاً یکی بشه «آموزش نصب وردپرس روی هاست» و اون یکی «نصب وردپرس در لوکال هاست».
  • اگه یکی‌شون بی‌کیفیت و بی‌بازدیده: حذفش کنید و به نزدیک‌ترین صفحه ریدایرکت بدید.

صفحه‌ی اصلی سایت رو با چه عبارتی سئو کنیم؟

صفحه‌ی اصلی معمولاً باید برای دو چیز بهینه بشه: نام برندتون و عبارت اصلی و کلی حوزه‌ی کاری‌تون. مثلاً اگه «وردپرس فارسی» رو سرچ کنید، احتمالاً صفحه‌ی اصلی میهن وردپرس رو می‌بینید، نه یه صفحه‌ی داخلی رو. چون این عبارت، کلی و برندیه.

در عوض، عبارت‌های دقیق و تخصصی مثل «آموزش نصب افزونه» یا «قالب فروشگاهی» رو بسپارید به صفحات داخلی. اونها کارشون همینه.

بعضی جاها گفته می‌شه «مهم نیست صفحه‌ی اصلی سایت‌تون در نتایج گوگل باشه، چون صفحه‌ی اصلی برای کاربران آشنای سایته». این حرف برای سایت‌های محتوایی و آموزشی تا حد زیادی درسته، ولی برای همه صادق نیست. اگه فروشگاه یا کسب‌وکار خدماتی دارید، خیلی وقت‌ها صفحه‌ی اصلی مهم‌ترین صفحه‌ی فروشتونه و رتبه گرفتنش برای عبارت اصلی حوزه، مستقیماً به درآمدتون ربط داره. پس این رو مطلق نگیرید و بر اساس نوع کسب‌وکارتون تصمیم بگیرید.

اشتباهات رایج در انتخاب کلمه کلیدی

پنج اشتباهی که بیشتر از همه می‌بینم:

  • ۱. انتخاب عبارت بدون بررسی حجم جست‌وجو. ممکنه عبارتی به‌نظر شما عالی باشه ولی ماهی ده نفر سرچش کنن. قبل از نوشتن، حداقل با ابزارهای رایگان یا پیشنهادهای خودکار گوگل چک کنید که کسی این عبارت رو سرچ می‌کنه یا نه.
  • ۲. هدف‌گیری عبارت‌های فوق‌رقابتی از روز اول. سایت یک‌ماهه نمی‌تونه برای «قالب وردپرس» با سایت‌های ده‌ساله رقابت کنه. از عبارت‌های بلند‌دم شروع کنید و بالا بیاید.
  • ۳. تکرار بی‌مورد کلمه‌ی کلیدی در متن. این عادت از دوران قدیم مونده. امروز نه‌فقط کمکی نمی‌کنه، بلکه متن رو بدخوان می‌کنه. عبارت هدف رو در عنوان، یکی از تیترها و به‌طور طبیعی چند جای متن بیارید — همین کافیه.
  • ۴. ترجمه‌ی مستقیم عبارت‌های انگلیسی. چیزی که در آمریکا سرچ می‌شه، لزوماً معادل فارسی‌ش در ایران سرچ نمی‌شه. مثلاً کاربر ایرانی «قالب وردپرس» رو سرچ می‌کنه، نه «تم وردپرس» — حتی اگه ترجمه‌ی دقیق‌تر theme همون تم باشه. عبارتی رو انتخاب کنید که مخاطب واقعی شما استفاده می‌کنه، نه عبارتی که درست‌تره.
  • ۵. نادیده گرفتن ابهام عبارت. بعضی عبارت‌ها چند معنا دارن. اگه عبارتی که انتخاب کردید ممکنه به چیز دیگه‌ای هم اشاره کنه، صفحه‌ی اول گوگل رو ببینید تا بفهمید گوگل کدوم معنا رو غالب می‌دونه.

قدم بعدی: عبارت‌های حوزه‌ی خودتون رو پیدا کنید

تا اینجا فهمیدیم کلمه‌ی کلیدی چیه، انواعش کدامه و دو قانون اصلی انتخابش چیه. اما یه سؤال عملی باقی می‌مونه: از کجا بفهمم مخاطب من چه عباراتی رو سرچ می‌کنه؟

جواب این سؤال، موضوع مقاله‌ی «پیدا کردن کلمات کلیدی مناسب با استفاده از Google Search Console» این مجموعه‌ست. اونجا سراغ ابزارها و روش‌های عملی تحقیق کلمات کلیدی می‌ریم و یاد می‌گیریم چطور یه فهرست واقعی از عبارت‌های حوزه‌ی کاری‌تون بسازید و اولویت‌بندی کنید.

سؤالات متداول

یه صفحه می‌تونه چند کلمه‌ی کلیدی داشته باشه؟

یه صفحه یک هدف جست‌وجو داره، ولی می‌تونه برای ده‌ها یا صدها عبارت مرتبط رتبه بگیره. پس محدودیت در تعداد عبارت نیست، در تعداد نیته.

فرق کلمه‌ی کلیدی و کلمه‌ی کلیدی کانونی چیه؟

کلمه‌ی کلیدی هر عبارتیه که کاربر سرچ می‌کنه. کلمه‌ی کلیدی کانونی، عبارت اصلی‌ای هست که یه صفحه‌ی خاص حول محورش ساخته شده.

پر کردن فیلد Focus Keyword در Rank Math یا Yoast رتبه می‌آره؟

نه. اون فیلد برای گوگل ارسال نمی‌شه و فقط به خودتون کمک می‌کنه تمرکز محتوا رو حفظ کنید و ببینید عبارت هدف در جاهای مهم به‌کار رفته یا نه.

دو مقاله با یه موضوع نوشتم، چی کار کنم؟

اگه واقعاً یه چیزن، بهترین رو نگه دارید و اون یکی رو با ریدایرکت ۳۰۱ به همون بفرستید. اگه تفاوت واقعی دارن، هرکدوم رو به یه نیت متفاوت اختصاص بدید و عنوان‌ها رو تفکیک کنید.

صفحه‌ی اصلی سایتم رو با چه عبارتی سئو کنم؟

با نام برندتون و عبارت کلی حوزه‌ی کاری‌تون. عبارت‌های تخصصی و دقیق رو بسپارید به صفحات داخلی.

چند بار باید کلمه‌ی کلیدی رو در متن تکرار کنم؟

عدد جادویی وجود نداره. در عنوان، یکی از تیترها و به‌شکل طبیعی چند جای متن بیارید. اگه برای جا دادنش مجبورید جمله رو بد بنویسید، همون‌جا متوقف بشید.

سایتم جدیده، چه عباراتی رو هدف بگیرم؟

عبارت‌های بلند‌ و دقیق — چهار کلمه و بیشتر، با نیت واضح. رقابتشون کمه و در چند ماه نتیجه می‌دن.

جمع‌بندی

کلمه‌ی کلیدی، پل بین چیزی که شما دارید و چیزی که مخاطب‌تون سرچ می‌کنه‌ست. هر چقدر این پل دقیق‌تر ساخته بشه، ترافیک باکیفیت‌تری می‌گیرید.

سه چیز رو از این مقاله با خودتون ببرید: اول این‌که عبارت‌هاتون باید در حوزه‌ی کاری خودتون باشن، چون ترافیک بی‌ربط ارزشی نداره. دوم این‌که هر صفحه یک هدف جست‌وجو داره، نه یک کلمه — و همون یک صفحه می‌تونه برای ده‌ها عبارت دیده بشه. سوم این‌که قبل از نوشتن هر مطلبی، عبارت هدف رو در گوگل سرچ کنید و ببینید ده نتیجه‌ی اول چه شکلی هستن؛ این ده ثانیه، بیشتر از هر ابزاری بهتون می‌گه چی باید بنویسید. موفق و پیروز باشید.

نظر شما در این مورد چیه؟

    پشتیبانپشتیبانپشتیبانپشتیبانپشتیبان
    تیم میهن وردپرس
    پشتیبانپشتیبانپشتیبانپشتیبانپشتیبان
    تیم میهن وردپرسخارج از ساعات کاری هستیم؛ دستیار هوش مصنوعی پاسخگوی شماست.هوش مصنوعی

    در حال بارگذاری...

    هر سوالی دارید بپرسید.پاسخگوی شما هستیم.