SHET20

نکات بعد از فروش محصول برای بهینه سازی نرخ تبدیل

نکات بعد از فروش محصول برای بهینه سازی نرخ تبدیل

خب، تو جلسه‌ی اول با هم رفتیم سراغ اینکه اصلاً نرخ تبدیل چیه و چرا تو بازاریابی آنلاین این‌قدر روش تأکید داریم. جلسه‌ی دوم هم حواسمون بود به نکات قبل از فروش؛ اینکه چطور سایتتون رو بچینید که مشتری راحت‌تر دکمه‌ی خرید رو بزنه.

حالا امروز می‌خوایم بریم سراغ اون قسمتی که خیلیا یادشون می‌ره: نکات بعد از فروش. آره، بعد از اینکه محصول فروخته شد هم هنوز کلی جا برای کار دارید. راستش رو بخواید، این‌قدر ساده‌ست که خودتون هم تعجب می‌کنید چرا زودتر انجامش نداده بودید.

یه چیزی رو همین اول بگم: حتی اگه از سایتتون راضیِ راضی باشید، بازم همیشه یه گوشه‌ای هست که می‌شه بهترش کرد. نرخ تبدیل یه عددِ ثابت نیست که یه بار درستش کنید و خیالتون راحت بشه؛ یه چیزیه که مدام می‌تونید هلش بدید بالاتر و همون‌جوری سایتتون رو رشد بدید.

پس بزنید بریم.

از ابزار تست A/B استفاده کنید

بذارید یه چیزی رو صاف بهتون بگم: احتمالش خیلی زیاده که رقباتون همین الان دارن تست A/B می‌گیرن. رو صفحه‌ی فرودشون، رو دکمه‌های CTA، رو متن سایتشون؛ دارن آزمون و خطا می‌کنن تا بفهمن چی براشون جواب می‌ده.

حالا فکر کنید. اونا کم‌کم می‌فهمن مشتری دقیقاً چی می‌خواد و چه چیزی ترغیبش می‌کنه به خرید. نتیجه؟ همون کاربری که قرار بود از شما خرید کنه، ممکنه بره سراغ اونا. یعنی عملاً مشتریتون رو دارید از دست می‌دید، اونم فقط چون رقیبتون یه ذره بیشتر آزمایش کرده.

ولی خبر خوب اینه که این بازی دو طرفه‌ست. اگه خودتون یاد بگیرید چطور از تست A/B استفاده کنید، می‌تونید سایتتون رو با روش‌های امتحان‌شده و CTAهای بهینه بچینید؛ نه بر اساس حدس و گمان، بلکه بر اساس چیزی که واقعاً کار می‌کنه.

ابزار هم کم نیست. مثلاً Optimizely، Visual Website Optimizer و Kameleoon همه برای همین کارن. کاری که می‌کنید اینه که یه تغییر رو تو صفحه‌ی فرودتون اعمال می‌کنید و می‌بینید کدوم نسخه بهتر جواب می‌ده. بعدش نتایج رو تحلیل می‌کنید و اون نسخه‌ای که بیشترین نرخ تبدیل رو داده انتخاب می‌کنید. همون هم می‌تونه بشه صفحه‌ی اصلی سایتتون. همین‌قدر ساده.

اطمینان دوباره به تجربه بازدیدکنندگان سایت

یه واقعیت تلخ: شما هیچ‌وقت دقیق نمی‌فهمید طرفی که دارید باهاش آنلاین معامله می‌کنید کیه و تو ذهنش چی می‌گذره. آدما ذاتاً یه‌کم شکاکن. شاید کاربر ظاهراً به فروشگاهتون اعتماد داشته باشه، ولی شما باید این اعتماد رو مدام تازه نگه دارید.

منظورم اینه که وقتی کاربر وارد سایتتون می‌شه، باید با خودش فکر کنه: «خب، این سایت جدیه و قابل اعتماده، خیالم راحته که اینجا خرید کنم یا اطلاعاتم رو بذارم.» اگه این حس رو بهش ندید، هر چقدرم محصولتون خوب باشه، یه گوشه‌ی ذهنش مردده.

برای همین باید یه سری المان تو سایتتون بذارید که کارشون فقط و فقط اینه که به کاربر حس امنیت بدن. بعضیاش خیلی ساده‌ن، بعضیاشون یه‌کم فنی‌تر:

  • یه فروشگاه شیک و حرفه‌ای طراحی کنید؛ ظاهر سایت اولین چیزیه که قضاوت می‌شه.
  • صفحه‌هاتون رو منظم و یکپارچه بچینید که کاربر گم نشه.
  • بخش پرسش‌های متداول، نظرات و انتقادات و پیشنهادات رو حتماً داشته باشید.
  • تضمین‌های مربوط به تحویل و پرداخت رو به‌صورت تصویری نشون بدید؛ متن خشک‌وخالی اون‌قدر باورپذیر نیست.
  • تو کل مسیر خرید کنارش باشید. یه چت آنلاین بذارید که هر سوالی داشت همون لحظه بپرسه. راه‌های ارتباطیتون مثل ایمیل و تلفن و تماس با ما رو هم پررنگ کنید.
  • محرمانه بودن اطلاعات مشتری رو با گواهی‌نامه‌ها و نمادها ضمانت کنید.

یه مثال خوبش دیجی‌کالاست. اگه دقت کنید، ضمانتش رو گذاشته تو فوتر سایت که همیشه جلوی چشم کاربر باشه. کارِ سختی نیست، ولی همین جزئیات کوچیک تفاوت ایجاد می‌کنه.

دیجی کالا
دیجی کالا

هدف‌‌گذاری مجدد سبدهای خرید ترک شده

بذارید یه آمار براتون بگم که شاید حالتون رو یه‌کم جا بیاره: طبق گفته‌ی یه فروشگاه اینترنتی، نزدیک به ۸۸ درصد آدما موقع خرید آنلاین، سبد خریدشون رو نیمه‌کاره ول می‌کنن. آره، هشتاد و هشت درصد! پس اگه فکر می‌کردید فقط سایت شماست که این مشکل رو داره، خیالتون راحت، تنها نیستید.

راه‌حلش هدف‌گذاری مجدد یا همون ریتارگتینگه. یعنی چی؟ یعنی تبلیغاتتون رو فقط برای کسایی نشون می‌دید که قبلاً اومدن سایتتون و سبد رو پر کردن ولی خرید رو تموم نکردن. اینا از قبل بهتون علاقه نشون دادن، پس شانس برگردوندنشون خیلی بیشتر از یه کاربر کاملاً غریبه‌ست.

می‌تونید یه پیشنهاد یا تخفیف هم بهش اضافه کنید که کاربر انگیزه بگیره برگرده و خریدش رو کامل کنه. ابزارهایی مثل Criteo و Target2Sell این کار رو خودکار براتون انجام می‌دن، پس لازم نیست دستی درگیرش بشید.

ولی یه نکته‌ی مهم: اگه می‌دونید چرا کاربرا سبدشون رو ول می‌کنن، اول برید اون دلیل رو حل کنید. مثلاً هزینه‌ی ارسال یهو غافلگیرشون می‌کنه؟ فرآیند پرداخت پیچیده‌ست؟ هر چی که هست، ریشه‌ای درستش کنید. اون‌وقت خودتون می‌بینید که تعداد سبدهای رهاشده کلی کم می‌شه.

بهینه‌‌سازی برای شخصیت‌‌های مختلف

همه‌ی مشتری‌هاتون مثل هم نیستن، پس چرا باید با همه یه‌جور حرف بزنید؟

کاری که باید بکنید اینه که اول اون شخصیت‌ها و کسب‌وکارهای باارزش رو شناسایی کنید. بعد که فهمیدید طرف حسابتون کیه، یه ارتباط درست‌وحسابی براش بچینید که دقیقاً به نیازش جواب بده.

نکته اینه که یه پیام واحد برای همه‌ی کانال‌ها جواب نمی‌ده. چیزی که تو تبلیغات فیس‌بوک می‌گیره، لزوماً تو لینکدین یا اینستاگرام یا گوگل ادوردز همون تأثیر رو نداره. هر کانال زبون خودش رو داره، پس پیامتون رو باهاش تنظیم کنید.

و یه اصل طلایی: ترافیک رو بفرستید به صفحه‌ای که دقیقاً همون محصول یا خدمت توش ارائه شده، نه صفحه‌ی اصلی کلی. هر چقدر مسیر کاربر کوتاه‌تر و دقیق‌تر باشه، احتمال تبدیلش بیشتره.

پیگیری رفتار مشتری در نکات بعد از فروش

پیگیری رفتار مشتری باید یکی از کارهای همیشگیتون باشه، نه یه چیزی که هراز‌گاهی سرک بکشید توش. چون رفتار کاربرا یه گنجینه‌ی اطلاعاتیه؛ بهتون می‌گه سایتتون چطور کار می‌کنه، کاربرا چطور باهاش تعامل دارن، رو کدوم محصول بیشتر مکث می‌کنن و آخرش کدوم محصولتون واقعاً می‌فروشه.

پیگیری رفتار مشتری در نکات بعد از فروش
پیگیری رفتار مشتری در نکات بعد از فروش

بهترین ابزار برای این کار هم که دیگه همه می‌شناسنش: Google Analytics. نسخه‌ی رایگانش هم به‌شدت قدرتمنده. باهاش می‌فهمید بازدیدکننده‌هاتون از کجا میان، با کدوم صفحه‌ها تعامل دارن، حتی سن کاربر و اینکه با چه دستگاهی وارد سایتتون شده. یعنی یه دید کامل از اینکه پشت اون اعداد کیا نشستن.

ایجاد استراتژی محتوا در نکات بعد از فروش

بذارید رک بگم: اگه نتونید با محتواتون آدمای درست رو جذب کنید، سایتتون زمین می‌خوره. نمی‌تونید برای همه با یه اهمیت یکسان محتوا بسازید؛ باید موضعتون رو مشخص کنید و بدونید دارید با کی حرف می‌زنید.

یه مثال باحال بزنم براتون. سایت Beardbrand رو نگاه کنید. اینا برای اینکه مطمئن بشن آدما ترغیب می‌شن به خرید، کلی محتوای پشتیبان ساختن؛ تصاویری که نشون می‌ده کاربرا چطور از محصولاتشون استفاده می‌کنن. همین پیام رو هم تو همه‌ی پلتفرم‌های بازاریابیشون تکرار کردن. نتیجه‌ش؟ الان یکی از موفق‌ترین فروشگاه‌های تجارت الکترونیکن که ماهی ۱۰۰,۰۰۰ دلار فقط از فروش آنلاین درمیارن. فقط با یه استراتژی محتوای درست و پیوسته.

پس بازاریابی محتوا (همون بازاریابی ورودی) رو دست‌کم نگیرید. مقاله بنویسید تو وبلاگتون، ویدیو بسازید، تصویر تولید کنید؛ هر چیزی که به کاربر یه درک درست از شما و کسب‌وکارتون بده. این‌جوری برندتون تو ذهنش می‌شینه.

از اتوماسیون بازاریابی ایمیل استفاده کنید

چرا باید برید سراغ اتوماسیون بازاریابی ایمیل؟ دلیلش خیلی سرراسته: باهاش محتوای درست رو به آدم درست می‌رسونید، اونم بدون اینکه هر بار دستی درگیرش بشید. عملاً یه ترکیب تمیز از بازاریابی ورودیه.

با این کار می‌تونید برای هر گروه از مخاطباتون جدا ایمیل بفرستید و اون فاصله‌ای که بین شما و کاربر هست رو کم کنید. چند تا از رایج‌ترین و ساده‌ترین کارایی که می‌تونید بکنید اینان:

  • به کسایی که تازه تو سایتتون ثبت‌نام کردن، یه ایمیل خوش‌آمد به‌همراه یه هدیه یا ایده بفرستید.
  • روز تولد اعضا یه ایمیل شخصی با یه هدیه‌ی کوچیک بفرستید؛ حس خوبی که این می‌ده رو دست‌کم نگیرید.
  • چند روز بعد از اینکه یکی سبد خریدش رو ول کرد، یه سر باهاش تماس بگیرید و یادش بندازید.
  • محتواها رو طبق یه جدول زمانی مرتب و منظم براش بفرستید، نه بی‌حساب‌وکتاب.

مفهوم اصلیش اینه: هر مخاطب یه مشتری بالقوه‌ست. پس ولش نکنید؛ دنبالش کنید و کم‌کم تغذیه‌ش کنید تا آماده‌ی خرید بشه.

شروع هدف‌‌گذاری مجدد کمپین‌‌ها

راه انداختن یه استراتژی بازاریابی مجدد یکی از بهترین کاراییه که می‌تونید برای بالا بردن ترافیک، نرخ تبدیل و نگه داشتن مشتری تو طول زمان انجام بدید. این عملاً یه نوع تبلیغ آنلاینه که برمی‌گرده به کارایی که کاربر قبلاً تو سایتتون کرده، مخصوصاً وقتی اون کارا به خرید ختم نشده.

هدف چیه؟ اینکه مشتری بالقوه‌ای که یه بار از دستتون در رفته، دوباره تبلیغِ همون محصولی که نگاهش کرده بود رو ببینه؛ اونم به‌صورت شخصی‌سازی‌شده. این تکنیک بر پایه‌ی یه کوکی ناشناسه که وقتی کاربر وارد سایتتون می‌شه فعال می‌شه. این کوکی‌ها گشت‌وگذار کاربر رو ره‌گیری می‌کنن که بتونید بعداً بهش تبلیغ درست رو نشون بدید و ترغیبش کنید به خرید.

شبکه‌های اجتماعی هم برای این کار عالی‌ان. مثلاً با بازاریابی فیس‌بوک می‌تونید کاربرایی که قبلاً از سایتتون استفاده کردن رو دسته‌بندی کنید و دقیقاً برای همونا تبلیغ بفرستید. یعنی خرجتون رو دقیق و هدفمند می‌کنید، نه الکی و پخش‌وپلا.

جمع‌‌بندی نکات بعد از فروش

ببینید، آخر کار همه چی برمی‌گرده به یه چیز: تبدیل بازدیدکننده به مشتری. بدون این تبدیل، اصلاً کسب‌وکاری در کار نیست.

مهم نیست الان نرخ تبدیلتون چقدره؛ کم باشه یا زیاد. نکته‌ی اصلی اینه که این عدد همیشه جا برای بهتر شدن داره. کلی راه هست که با رعایتشون می‌تونید به‌طرز محسوسی نرخ تبدیل سایتتون رو ببرید بالا. کافیه یکی‌یکی شروع کنید و دست از سرش برندارید. شاد و سربلند باشید. 🙂

نظر شما در این مورد چیه؟

  1. U20377۱۲ مرداد ۱۳۹۸

    سلام خسته نباشید.
    ببخشید ما یک سایت آموزش ویدیو داریم و هر اموزش 80 تا درس داره.
    من میخوام کاری کنم که هر یک از این درس ها در هر محصول جدا گانه خریداری بشه یعنی هرکس خواست مثلا فقط درس 54 رو بخره جداگانه.
    شما چه افزونه ای برای این کار پیشنهاد میکنید؟
    در ضمن سایت با ووکامرس هستش؟

    • تیم پشتیبانیتیم پشتیبانی۱۲ مرداد ۱۳۹۸

      سلام
      افزونهایی مثل learnpress هستند اگر به این شکلی که میخواهید نبودند باید اختصاصی برنامه نویسی کنید

پشتیبانپشتیبانپشتیبانپشتیبانپشتیبان
تیم میهن وردپرس
پشتیبانپشتیبانپشتیبانپشتیبانپشتیبان
تیم میهن وردپرسآنلاین و پاسخگوی شما هستیم.آنلاین

در حال بارگذاری...

هر سوالی دارید بپرسید.پاسخگوی شما هستیم.