SHET22
English

۵ راه کم‌هزینه بازاریابی برای استارتاپ‌ها

۵ راه کم‌هزینه بازاریابی برای استارتاپ‌ها

بازاریابی برای استارتاپ‌ها لازم نیست با تبلیغات گرون و حضور هم‌زمان در همه شبکه‌های اجتماعی شروع بشه. اگه هنوز مشتری اصلیتون رو نمی‌شناسید، حتی بودجه زیاد هم ممکنه صرف جذب آدم‌هایی بشه که نیازی به محصولتون ندارن. مسیر کم‌هزینه از شناخت مشتری شروع می‌شه و با محتوای مفید، انتخاب چند کانال هماهنگ، معرفی مشتری، بازاریابی مجدد و اندازه‌گیری نتیجه ادامه پیدا می‌کنه.

توی این راهنما پنج روش کاربردی رو قدم‌به‌قدم بررسی می‌کنیم. بعد هم می‌بینید وب‌سایت WordPress چه نقشی توی این برنامه داره، طی ۳۰ روز چه کارهایی می‌تونید انجام بدید و با چه عددهایی باید نتیجه رو بسنجید. هدف این نیست که همه روش‌ها رو یک‌جا اجرا کنید؛ قراره یک مسیر ساده و قابل‌اندازه‌گیری برای استارتاپتون بسازید.

آنچه در این مقاله می‌خوانید

قبل از شروع بازاریابی، بودجه و هدف استارتاپتون رو مشخص کنید

قراره چه نتیجه‌ای بگیرید؟

اول فقط یک نتیجه اصلی برای بازه بعدی انتخاب کنید. این نتیجه می‌تونه گرفتن ۲۰ درخواست مشاوره، فروش یک محصول مشخص یا ثبت‌نام کاربران آزمایشی باشه. هدفی مثل «بیشتر دیده‌شدن» مبهمه و بعداً نمی‌تونید بفهمید برنامه موفق بوده یا نه.

بودجه رو هم فقط پول تبلیغات در نظر نگیرید. زمان بنیان‌گذار، هزینه تولید محتوا، ابزارها و تخفیفی که به مشتری می‌دید هم بخشی از هزینه بازاریابی هستن. بهتره سقفی تعیین کنید که حتی اگه آزمایش اول جواب نداد، ادامه کار استارتاپتون به خطر نیفته.

مخاطب اصلی استارتاپتون کیه؟

به‌جای «همه»، یک گروه مشخص رو انتخاب کنید. بنویسید این آدم‌ها چه مشکلی دارن، الان مشکلشون رو چطور حل می‌کنن، موقع انتخاب چه نگرانی‌هایی دارن و برای پیدا کردن راه‌حل کجا می‌گردن. اگه چند گروه متفاوت دارید، گروهی رو جلوتر بذارید که مشکل فوری‌تری داره و دسترسی بهش راحت‌تره.

انتخاب یک بخش کوچک از بازار همون رویکردی هست که در راهنمای نیچ مارکتینگ با جزئیات بیشتری توضیح داده شده. این تمرکز کمک می‌کنه پیام ساده‌تر و هزینه آزمون‌هاتون کمتر بشه.

کدوم معیارها رو باید اندازه بگیرید؟

برای شروع سه عدد کافیه: هزینه هر فعالیت، تعداد اقدام‌های موردنظرتون و تعداد مشتری‌های واقعی. اقدام موردنظر یا Conversion می‌تونه ثبت سفارش، پرکردن فرم یا رزرو تماس باشه. بازدید و دنبال‌کننده مفیدن، ولی تا وقتی به هدف اصلی وصل نشن، به‌تنهایی موفقیت رو نشون نمی‌دن.

راه اول: با شناخت مشتری، محصولی بسازید که راحت‌تر فروخته بشه

شناخت مشتری
شناخت مشتری

چطور با مشتری‌های احتمالی صحبت کنید؟

با چند نفر از آدم‌هایی حرف بزنید که واقعاً مشکل موردنظر رو تجربه کردن. به‌جای پرسیدن «این محصول رو می‌خرید؟»، درباره تجربه واقعی اون‌ها بپرسید: آخرین بار کی با این مشکل روبه‌رو شدن؟ چه راهی رو امتحان کردن؟ چقدر زمان یا پول از دست دادن؟ چرا راه فعلی براشون کافی نبوده؟

جواب‌ها رو با کلمات خود مشتری یادداشت کنید. همین جمله‌ها بعداً برای عنوان صفحه، توضیح محصول و ایده محتوا به کارتون میان. از معرفی طولانی محصول وسط مصاحبه دوری کنید؛ هدف این گفت‌وگو فروش نیست، بلکه فهمیدن مسئله هست.

چطور بازخوردها رو به بهبود محصول تبدیل کنید؟

بازخوردها رو توی سه گروه بذارید: مشکل‌های پرتکرار، درخواست‌های پراکنده و سلیقه‌های شخصی. اول سراغ مشکلی برید که چند مشتری مستقل تکرارش کردن و بر خرید یا استفاده از محصول اثر مستقیم داره. بعد یک تغییر کوچک انجام بدید و دوباره نتیجه رو با همون مشتری‌ها بررسی کنید.

لازم نیست هر پیشنهادی رو اجرا کنید. ممکنه مشتری راه‌حل خاصی پیشنهاد بده، ولی نیاز اصلیش چیز دیگه‌ای باشه. برای مثال، درخواست «دکمه بیشتر» شاید در اصل نشونه نامشخص‌بودن مسیر خرید باشه.

چه نشونه‌هایی می‌گن محصولتون هنوز آماده بازاریابی نیست؟

اگه نمی‌تونید مشکل محصول رو در یک جمله توضیح بدید، مشتری بعد از دیدن پیشنهاد متوجه قدم بعدی نمی‌شه یا کاربران اولیه بدون کمک شما کار اصلی رو انجام نمی‌دن، بهتره قبل از تبلیغات گسترده محصول رو اصلاح کنید. شکایت تکراری، درخواست بازگشت وجه و استفاده‌نکردن مشتری بعد از ثبت‌نام هم علامت‌های مهمی هستن.

راه دوم: بازاریابی محتوایی و سئو رو با یک موضوع کوچک شروع کنید

بازاریابی همه‌جانبه
بازاریابی همه‌جانبه

موضوعاتی رو پیدا کنید که مشتری واقعاً جستجو می‌کنه

فهرستی از سؤال‌های مصاحبه‌ها، پیام‌های پشتیبانی و نگرانی‌های قبل از خرید بسازید. عبارت‌هایی رو انتخاب کنید که به یک مشکل واقعی نزدیکن؛ مثلاً «چطور هزینه ارسال فروشگاه رو کم کنیم» از «مدیریت فروشگاه» مشخص‌تره. پیشنهادهای جستجوی Google و صفحه‌های نتایج هم کمک می‌کنن زبان رایج مخاطب رو بهتر ببینید.

برای ماه اول یک موضوع اصلی و چند سؤال مرتبط کافیه. اگه می‌خواید این موضوع‌ها رو منظم کنید، می‌تونید از تقویم محتوایی کمک بگیرید.

محتوایی بسازید که یک مشکل مشخص رو حل می‌کنه

هر محتوا باید به یک سؤال اصلی جواب بده. پیش‌نیازها رو بگید، مراحل رو به ترتیب بچینید، مثال واقعی اضافه کنید و محدودیت‌های راه‌حل رو هم توضیح بدید. آخر مطلب قدم بعدی روشنی بذارید؛ مثل دانلود یک نمونه، آزمایش محصول یا فرستادن درخواست مشاوره.

مقاله رو فقط برای تکرار کلمه کلیدی ننویسید. استفاده بی‌دلیل و زیاد از یک عبارت، متن رو آزاردهنده می‌کنه. راهنمای جلوگیری از کیورد استافینگ توضیح می‌ده چطور طبیعی‌تر بنویسید.

محتوا رو متناسب با کیفیت و نیاز مخاطب منتشر کنید

هیچ تعداد ثابت و جادویی برای انتشار محتوا وجود نداره. برنامه‌ای رو انتخاب کنید که بتونید کیفیتش رو حفظ کنید. یک راهنمای کامل که واقعاً مشکل مخاطب رو حل می‌کنه، از چند نوشته عجولانه مفیدتره. محتوای قدیمی رو هم وقتی اصلاح کنید که اطلاعاتش تغییر کرده یا دیگه نیاز کاربر رو کامل جواب نمی‌ده؛ تغییر تاریخ به‌تنهایی ارزشی ایجاد نمی‌کنه.

راه سوم: از چند کانال کم‌هزینه به‌صورت هماهنگ استفاده کنید

استفاده از چند کانال به صورت همزمان
استفاده از چند کانال به صورت همزمان

کانال اصلی و کانال‌های پشتیبان رو انتخاب کنید

چندکاناله‌بودن به معنی فعالیت سنگین در همه پلتفرم‌ها نیست. یک کانال اصلی انتخاب کنید که مخاطبتون اونجاست و تیم شما توان تولید محتوا براش رو داره. بعد یک یا دو کانال پشتیبان برای توزیع همون پیام در نظر بگیرید. برای نمونه، سایت می‌تونه کانال اصلی باشه و ایمیل و LinkedIn محتوا رو به آدم‌های بیشتری برسونن.

یک محتوا رو برای سایت، ایمیل و شبکه‌های اجتماعی بازآفرینی کنید

از یک مقاله اصلی می‌تونید چند خروجی بسازید: خلاصه ایمیلی، چند پست کوتاه، ویدئوی آموزشی یا چک‌لیست. بازآفرینی یعنی پیام رو متناسب با قالب هر کانال تغییر بدید، نه اینکه یک متن یکسان رو همه‌جا کپی کنید. توی هر خروجی هم یک دعوت روشن به اقدام بذارید.

وابستگی استارتاپتون به یک پلتفرم رو کم کنید

قوانین، الگوریتم و دسترسی پلتفرم‌ها ممکنه تغییر کنه. پس مخاطب علاقه‌مند رو با رضایت خودش به یک دارایی قابل‌کنترل‌تر مثل فهرست ایمیل یا حساب کاربری سایت هدایت کنید. راه ارتباطی جایگزین داشته باشید و نسخه‌ای از محتوای مهمتون رو روی سایت نگه دارید.

راه چهارم: بازاریابی ارجاعی و همکاری با کسب‌وکارهای مکمل رو جدی بگیرید

یک پیشنهاد ساده برای معرفی مشتری طراحی کنید

بازاریابی ارجاعی یعنی مشتری فعلی، محصولتون رو به فرد دیگه‌ای معرفی کنه و در برابرش پاداش مشخصی بگیره. پاداش می‌تونه اعتبار خرید، خدمات اضافه یا تخفیف باشه. شرایط رو ساده بنویسید: چه کسی واجد شرایطه، پاداش چه زمانی فعال می‌شه و آیا محدودیت زمانی داره یا نه.

قبل از طراحی برنامه، مطمئن بشید مشتری فعلی از محصول راضیه. پاداش خوب نمی‌تونه تجربه ضعیف رو جبران کنه. همچنین مشتری باید راحت بتونه لینک یا کد معرفی رو پیدا و ارسال کنه.

با کسب‌وکارهایی همکاری کنید که رقیبتون نیستن

دنبال کسب‌وکاری باشید که مخاطب مشابهی داره، ولی محصولش جایگزین شما نیست. یک نرم‌افزار حسابداری و یک سرویس آموزش مالی، یا یک طراح سایت و یک تولیدکننده محتوا می‌تونن همکاری مکمل داشته باشن. وبینار مشترک، بسته ترکیبی و معرفی متقابل نمونه‌های ساده این همکاری هستن.

هزینه و نتیجه هر همکاری رو از قبل مشخص کنید

قبل از شروع، مسئولیت هر طرف، هزینه‌ها، شیوه استفاده از نام و محتوای برند و معیار موفقیت رو مکتوب کنید. برای هر شریک یک لینک یا کد جدا بسازید تا بفهمید چند سرنخ و چند فروش واقعی آورده. سرنخ یعنی فردی که اطلاعات تماسش رو با رضایت در اختیارتون گذاشته و احتمال مشتری‌شدنش هست.

راه پنجم: مخاطب‌های قبلی رو دوباره به سایت برگردونید

ریتارگتینگ یا بازاریابی مجدد یعنی چی؟

ریتارگتینگ یا Retargeting یعنی نمایش تبلیغ به گروهی که قبلاً با سایت، اپلیکیشن یا محتوای شما تعامل داشتن. این گروه از قبل برندتون رو دیده، ولی لزوماً آماده خرید نیست. تعداد تماس لازم برای خرید عدد ثابتی نداره و به نوع محصول، قیمت، اعتماد و طول مسیر تصمیم‌گیری بستگی داره.

در Google Ads و Meta چطور مخاطب قبلی رو هدف بگیرید؟

در Google Ads این گروه‌ها با عنوان Your Data Segments، یعنی بخش‌هایی از داده‌های خودتون، مدیریت می‌شن. در Meta هم Custom Audience یا مخاطب سفارشی برای ساخت گروه‌های مرتبط به کار می‌ره. برای استفاده از این قابلیت‌ها باید حساب تبلیغاتی، روش جمع‌آوری داده مجاز و تنظیمات فنی مناسب داشته باشید. دسترسی و شرایط حساب‌های ایرانی هم ممکنه محدود باشه؛ پس قبل از برنامه‌ریزی بودجه، امکان استفاده قانونی و عملی رو بررسی کنید.

قابلیت‌های تبلیغاتی هر پلتفرم با بقیه فرق داره. پس نباید فرض کنید هر شبکه اجتماعی یا پیام‌رسانی همون امکانات Google Ads یا Meta رو ارائه می‌ده. راهنمای رسمی و پنل تبلیغاتی هر سرویس رو جدا بررسی کنید.

برای شروع، کدوم گروه از مخاطب‌ها ارزش بیشتری داره؟

از گروهی شروع کنید که به خرید نزدیک‌تر بوده: بازدیدکننده صفحه قیمت، کسی که فرم رو نیمه‌کاره رها کرده یا مشتری قبلی یک محصول مرتبط. خریداران محصول موردنظر رو از تبلیغ همون محصول کنار بذارید تا بودجه هدر نره. پیام هر گروه هم باید با کاری که قبلاً انجام داده هماهنگ باشه.

حریم خصوصی و رضایت کاربر رو چطور رعایت کنید؟

قبل از ذخیره یا ارسال داده کاربر، دقیق توضیح بدید چه داده‌ای برای چه کاری استفاده می‌شه. گزینه رضایت و راه پس‌گرفتن اون رو شفاف بذارید، اطلاعات غیرضروری جمع نکنید و دسترسی تیم رو محدود نگه دارید. قوانین محل فعالیتتون و سیاست‌های خود پلتفرم تبلیغاتی رو هم بررسی کنید. این بخش حقوقی و زمان‌حساسه و بهتره قبل از اجرا با متخصص آشنا به بازار هدفتون چک بشه.

وب‌سایت WordPress چه نقشی در بازاریابی استارتاپتون داره؟

چرا سایت کنترل بیشتری نسبت به شبکه‌های اجتماعی بهتون می‌ده؟

سایت بهتون اجازه می‌ده صفحه فرود، محتوا، فرم و مسیر خرید رو متناسب با نیاز استارتاپتون بسازید. صفحه فرود همون صفحه‌ای هست که برای یک پیشنهاد و یک اقدام مشخص طراحی می‌شه. برخلاف شبکه اجتماعی، چیدمان و محتوای سایت بیشتر تحت کنترل شماست؛ ولی سایت هم به دامنه، هاست، سرویس‌های فنی و رعایت قوانین وابسته هست.

اگه هنوز سایت ندارید، میتونید از روزه رایگان طراحی سایت میهن وردپرس برای یادگیری استفاده کنید.

دامنه، هاست، امنیت و نسخه پشتیبان رو فراموش نکنید

دامنه و هاست رو به نام و حسابی ثبت کنید که استارتاپ بهش دسترسی مطمئن داره. تمدید خودکار یا یادآور تمدید بذارید. از فایل‌ها و پایگاه داده نسخه پشتیبان منظم بگیرید و گاهی بازیابی اون رو آزمایش کنید. هسته WordPress، قالب و افزونه‌ها رو هم از منبع معتبر تهیه و به‌موقع به‌روز کنید.

سایت رو برای جذب سرنخ و فروش آماده کنید

در هر صفحه یک اقدام اصلی داشته باشید. پیشنهاد، قیمت یا روش دریافت قیمت، سؤال‌های رایج و راه تماس رو واضح نشون بدید. فرم رو کوتاه نگه دارید و بعد از ارسالش بگید چه اتفاقی می‌افته. روی موبایل هم سرعت، خوانایی و کارکرد فرم و پرداخت رو آزمایش کنید.

ساختار مرتب کمک می‌کنه کاربر و موتور جستجو رابطه صفحه‌ها رو بهتر بفهمن. برای جزئیات بیشتر می‌تونید راهنمای معماری سایت WordPress رو بخونید.

یک برنامه ۳۰ روزه برای بازاریابی کم‌هزینه استارتاپ

هفته اول: شناخت مشتری و انتخاب هدف

  • یک هدف قابل‌اندازه‌گیری برای ۳۰ روز تعیین کنید.
  • با چند مشتری احتمالی درباره تجربه واقعی مشکل حرف بزنید.
  • یک گروه مخاطب و یک مشکل اصلی رو انتخاب کنید.
  • وضعیت فعلی بازدید، سرنخ و فروش رو ثبت کنید.

هفته دوم: آماده‌کردن پیشنهاد و محتوای اصلی

  • پیشنهادتون رو در یک جمله ساده بنویسید.
  • یک صفحه فرود با یک اقدام اصلی آماده کنید.
  • یک محتوای کامل برای حل سؤال پرتکرار مخاطب بسازید.
  • روش ثبت منبع هر سرنخ رو تنظیم کنید.

هفته سوم: توزیع محتوا و شروع همکاری‌ها

  • محتوای اصلی رو در کانال منتخب منتشر کنید.
  • از اون چند خروجی کوتاه برای کانال‌های پشتیبان بسازید.
  • با چند کسب‌وکار مکمل تماس بگیرید و پیشنهاد مشخص بدید.
  • از مشتری‌های راضی بخواید تجربه صادقانه‌شون رو معرفی کنن.

هفته چهارم: بررسی نتیجه و اصلاح برنامه

  • هزینه، سرنخ، فروش و نرخ تبدیل هر کانال رو حساب کنید.
  • صفحه‌ها یا پیام‌هایی رو پیدا کنید که کاربر توشون متوقف شده.
  • یک فعالیت ضعیف رو متوقف و یک فعالیت امیدوارکننده رو تقویت کنید.
  • برای ۳۰ روز بعد فقط یک آزمایش تازه تعریف کنید.

نتیجه بازاریابی استارتاپتون رو چطور اندازه بگیرید؟

هزینه جذب مشتری یعنی چی؟

هزینه جذب مشتری یا CAC نشون می‌ده برای گرفتن هر مشتری تازه چقدر هزینه کردید. هزینه‌های بازاریابی و فروش در یک بازه رو جمع کنید و بر تعداد مشتری‌های تازه همون بازه تقسیم کنید. برای نمونه، اگه ۱۰ میلیون تومان خرج کردید و ۲۰ مشتری تازه گرفتید، هزینه جذب هر مشتری ۵۰۰ هزار تومان بوده.

این عدد رو کنار سودی بذارید که هر مشتری در طول همکاری ایجاد می‌کنه. اگه هزینه جذب از ارزش اقتصادی مشتری بیشتره، باید پیشنهاد، قیمت، نرخ تبدیل یا کانال جذب رو اصلاح کنید.

نرخ تبدیل چه چیزی رو نشون می‌ده؟

نرخ تبدیل درصد افرادی هست که اقدام موردنظرتون رو انجام دادن. تعداد اقدام‌ها رو بر تعداد بازدیدکننده‌های مرتبط تقسیم و نتیجه رو در ۱۰۰ ضرب کنید. قبل از مقایسه، مطمئن بشید تعریف تبدیل و بازه زمانی برای همه کانال‌ها یکسانه.

کدوم کانال واقعاً مشتری میاره؟

برای لینک‌های هر کانال نشانه جدا بذارید و منبع سرنخ رو در فرم ثبت کنید. از مشتری هم بپرسید اولین بار کجا با شما آشنا شده. ممکنه یک نفر اول مقاله رو ببینه، بعد ایمیل رو باز کنه و در نهایت از تبلیغ خرید کنه؛ پس فقط آخرین کلیک همیشه کل داستان رو نشون نمی‌ده.

اشتباه‌های رایج در بازاریابی برای استارتاپ‌ها

  • شروع هم‌زمان در کانال‌های زیاد: انرژی تیم پخش می‌شه و هیچ کانالی فرصت یادگیری پیدا نمی‌کنه.
  • خرج‌کردن برای تبلیغات قبل از شناخت مشتری: بازدید می‌گیرید، ولی پیام و پیشنهاد با نیاز مخاطب هماهنگ نیست.
  • تکیه‌کردن به عددها و قانون‌های بازاریابی بدون منبع معتبر: عددهایی مثل تعداد تماس لازم برای خرید در همه بازارها یکسان نیستن.
  • اندازه‌نگرفتن هزینه و نتیجه هر فعالیت: بدون ثبت داده نمی‌فهمید کدوم کار رو باید ادامه بدید.
  • وابستگی کامل به یک شبکه اجتماعی: تغییر قوانین یا دسترسی اون پلتفرم می‌تونه مسیر جذب مشتری رو مختل کنه.

سؤال‌های پرتکرار

بازاریابی برای یک استارتاپ تازه‌کار رو از کجا شروع کنیم؟

از انتخاب یک گروه مشخص از مشتری‌ها و گفت‌وگو درباره مشکل واقعی اون‌ها شروع کنید. بعد یک هدف ۳۰ روزه، یک پیشنهاد روشن و یک کانال اصلی انتخاب کنید. تا وقتی نتیجه این مسیر رو اندازه نگرفتید، کانال‌های بیشتری اضافه نکنید.

برای شروع بازاریابی چقدر بودجه لازمه؟

عدد ثابتی برای همه استارتاپ‌ها وجود نداره. بودجه به نوع محصول، قیمت، کانال و توان تیم بستگی داره. با مبلغی شروع کنید که از دست‌دادنش ادامه کسب‌وکارتون رو به خطر نمی‌ندازه و قبل از افزایش هزینه، نتیجه یک آزمایش کوچک رو بسنجید.

سئو بهتره یا تبلیغات پولی؟

هیچ‌کدوم همیشه بهتر نیست. سئو برای پاسخ‌دادن به جستجوهای مرتبط و ساختن ورودی بلندمدت مفیده، ولی زمان و محتوای باکیفیت می‌خواد. تبلیغات پولی سریع‌تر آزمایش می‌شه، ولی تا وقتی هزینه می‌کنید ادامه داره. انتخاب مناسب به هدف، بودجه و زمان شما بستگی داره.

کدوم شبکه اجتماعی برای استارتاپ مناسب‌تره؟

شبکه‌ای مناسب‌تره که مشتری هدفتون واقعاً توش فعاله و تیم شما هم توان ساخت محتوای مناسب اون رو داره. قبل از انتخاب، چند مشتری بپرسید کجا درباره محصول تحقیق می‌کنن و بعد یک کانال رو برای مدت مشخص آزمایش کنید.

چقدر طول می‌کشه تا بازاریابی نتیجه بده؟

زمان نتیجه به کانال، محصول، رقابت و نوع هدف بستگی داره. یک تبلیغ آزمایشی ممکنه زود داده اولیه بده، ولی ساختن اعتماد و ورودی پایدار معمولاً زمان بیشتری می‌خواد. به‌جای وعده یک بازه ثابت، نتیجه رو در دوره‌های هفتگی و ماهانه بررسی کنید.

جمع‌بندی

بازاریابی برای استارتاپ‌ها وقتی کم‌هزینه‌تر و قابل‌کنترل‌تر می‌شه که قبل از تبلیغ، مشتری و مشکلش رو بشناسید. بعد می‌تونید یک محتوای مفید بسازید، اون رو در چند کانال هماهنگ توزیع کنید، از معرفی مشتری و همکاری‌های مکمل کمک بگیرید و مخاطب‌های نزدیک به خرید رو با رعایت حریم خصوصی دوباره هدف بگیرید.

برای شروع همین امروز یک هدف ۳۰ روزه، یک گروه مخاطب و یک کانال اصلی انتخاب کنید. هزینه و نتیجه رو از روز اول بنویسید. بعد از یک ماه، فعالیتی رو ادامه بدید که مشتری واقعی آورده و بخشی رو کنار بذارید که فقط عددهای ظاهری ساخته. این چرخه ساده کمک می‌کنه برنامه بازاریابیتون همراه با خود استارتاپ رشد کنه.

نظر شما در این مورد چیه؟

  1. U27749۲۹ خرداد ۱۴۰۰

    باسلام و عرض ادب و خسته نباشید
    چگونه می توانم وب سرور سایتم را از لایت اسپید به nginx تغییر دهم؟
    آیا اگر این کار را کنم سرعت سایتم افزایش می یابد؟
    خیلی ممنونم

    • رضا راد۳۰ خرداد ۱۴۰۰

      درود بر شما باید توسط هاست و مدیر سرور انجام بشه. بله اما روی هاست های اشتراکی امکانش نیست.

      • U27749۳۰ خرداد ۱۴۰۰

        خیلی ممنون از شما آقای راد
        آیا باید برای تعویض وب سرور از لایت اسپید به nginx هزینه هزینه پرداخت کنم؟

        • رضا راد۳۱ خرداد ۱۴۰۰

          خواهش میکنم. خیر انجین ایکس رایگان هست.

پشتیبانپشتیبانپشتیبانپشتیبانپشتیبان
تیم میهن وردپرس
پشتیبانپشتیبانپشتیبانپشتیبانپشتیبان
تیم میهن وردپرسخارج از ساعات کاری هستیم؛ دستیار هوش مصنوعی پاسخگوی شماست.هوش مصنوعی

در حال بارگذاری...

هر سوالی دارید بپرسید.پاسخگوی شما هستیم.