الگوریتم مرغ مگس خوار گوگل چیست؟ زمانی که گوگل ریزبین میشود
- آموزش سئو وردپرس مقالات آموزشی
- بروزرسانی شده در
اگه چند سال برگردیم عقب، جستجو کردن توی گوگل به راحتی امروز نبود. خیلی وقتها یه عبارت رو توی گوگل سرچ میکردیم، اما بهجای اینکه سریع به جوابمون برسیم، با کلی سایت بیکیفیت و نامرتبط روبهرو میشدیم. سایتهایی که با انواع روشهای سئو کلاه سیاه و کلاه خاکستری خودشون رو به صفحه اول نتایج میرسوندن، ولی در نهایت چیزی جز تبلیغات آزاردهنده، پاپآپهای پشتسرهم و محتوای کمارزش نصیب کاربر نمیکردن.
طبیعتاً این وضعیت برای کاربران خوشایند نبود. آدمها برای پیدا کردن جواب سؤالهاشون یا برطرف کردن نیازشون سراغ گوگل میرفتن، اما خیلی وقتها بهجای رسیدن به نتیجه دلخواه، فقط وقتشون توی صفحات اسپم و بیفایده هدر میرفت. گوگل هم که رضایت کاربران براش اهمیت زیادی داره، برای حل این مشکل دست به کار شد و الگوریتمهای مختلفی رو توسعه داد.
الگوریتمهایی مثل پاندا، پنگوئن و مرغ مگسخوار با هدف مقابله با سایتهای بیکیفیت و بهتر کردن تجربه جستجو معرفی شدن. این الگوریتمها از یه طرف رتبه سایتهای اسپم رو پایین میآوردن و از طرف دیگه کمک میکردن محتوای مفید و باکیفیت بیشتر جلوی چشم کاربران قرار بگیره.
بین همه این بهروزرسانیها، الگوریتم مرغ مگسخوار یکی از مهمترین تغییرات گوگل به حساب میاد. الگوریتمی که نگاه گوگل به جستجو و درک مفهوم عبارتهای کاربران رو تا حد زیادی تغییر داد. توی ادامه این مقاله میخوایم بیشتر با این الگوریتم آشنا بشیم و ببینیم گوگل چرا اون رو طراحی کرد و چه تأثیری روی سئوی سایتها گذاشت.
آنچه در این مقاله میخوانید
الگوریتم مرغ مگس خوار گوگل (Hummingbird) چیست؟
اگه چند سال به عقب برگردیم، میبینیم که پیدا کردن جواب دقیق توی گوگل همیشه به راحتی امروز نبوده. اون زمان خیلی از سایتها با استفاده از روشهای مختلف سئو کلاه سیاه، مثل لینکسازی اسپم یا تکرار بیش از حد کلمات کلیدی، سعی میکردن خودشون رو به رتبههای بالای نتایج جستجو برسونن. نتیجه این بود که کاربرها موقع جستجوی یک عبارت، بهجای دیدن محتوای مفید و مرتبط، با کلی صفحه بیکیفیت و نامرتبط روبهرو میشدن.
گوگل برای اینکه این مشکل رو برطرف کنه و نتایج دقیقتری به کاربران نشون بده، الگوریتمهای مختلفی رو توسعه داد که یکی از مهمترین اونها الگوریتم مرغ مگس خوار یا Hummingbird بود. این الگوریتم در ۲۰ آگوست ۲۰۱۳ معرفی شد و تحول بزرگی در نحوه درک جستجوهای کاربران به وجود آورد.
قبل از معرفی الگوریتم مرغ مگس خوار، موتور جستجوی گوگل بیشتر روی کلمات کلیدی موجود در عبارت جستجو تمرکز داشت. به همین خاطر خیلی از سایتها فقط با تکرار زیاد کلمات کلیدی سعی میکردن رتبه بهتری بگیرن. اما مرغ مگس خوار رویکرد متفاوتی داشت. این الگوریتم بهجای اینکه فقط به کلمات توجه کنه، تلاش میکنه مفهوم و هدف واقعی پشت جستجوی کاربر رو بفهمه.
به زبان ساده، گوگل دیگه فقط به چیزی که تایپ میکنید نگاه نمیکنه؛ بلکه سعی میکنه منظور شما رو هم درک کنه. برای همین حتی اگه یک عبارت رو اشتباه بنویسید، در خیلی از مواقع باز هم نتایج مرتبطی به شما نشون داده میشه. مثلاً اگر عبارت «اپلیکشن ساد» رو جستجو کنید، گوگل معمولاً متوجه میشه که منظورتون «اپلیکیشن شاد» بوده و نتایج مرتبط با اون رو نمایش میده.

یکی دیگه از قابلیتهای مهم الگوریتم مرغ مگس خوار اینه که میتونه پاسخهای سریعتر و کاملتری در اختیار کاربران قرار بده. مثلاً وقتی عبارت «تولد دکتر شریعتی» رو جستجو میکنید، گوگل فقط تاریخ تولد رو نشون نمیده؛ بلکه اطلاعات تکمیلی مثل محل تولد، تاریخ فوت، تحصیلات، آثار و جزئیات مرتبط دیگه رو هم در اختیارتون قرار میده. این ویژگی باعث میشه کاربران سریعتر به اطلاعات موردنیازشون برسن.
در واقع هدف اصلی الگوریتم مرغ مگس خوار اینه که نتایج جستجو تا جای ممکن با نیاز واقعی کاربران هماهنگ باشه. به همین دلیل بعد از معرفی این الگوریتم، تولید محتوای باکیفیت، جامع و کاربرمحور اهمیت خیلی بیشتری پیدا کرد و تمرکز صرف روی تکرار کلمات کلیدی کمکم جای خودش رو به تولید محتوای ارزشمند و هدفمند داد.

چرا اسم این الگوریتم «مرغ مگسخوار» است؟
گوگل معمولاً برای الگوریتمهاش اسمهایی انتخاب میکنه که یه ارتباطی با نحوه کارشون داشته باشن. الگوریتم Hummingbird یا همون مرغ مگسخوار هم دقیقاً از همین قاعده پیروی میکنه.
مرغ مگسخوار یه پرنده کوچیک، سریع و فوقالعاده دقیقه. این پرنده میتونه خیلی سریع هدفش رو پیدا کنه و مستقیم به سمتش بره. گوگل هم چون این الگوریتم عملکردی شبیه همین پرنده داره، اسم «مرغ مگسخوار» رو براش انتخاب کرده.
الگوریتم مرغ مگسخوار وقتی یه عبارت توی گوگل جستجو میکنید، فقط به خود کلمات نگاه نمیکنه؛ بلکه سعی میکنه بفهمه دقیقاً منظورتون از اون جستجو چیه. بعد هم با بررسی کلمات مرتبط، مترادفها و ارتباط بین عبارتها، نتایجی رو نشون میده که بیشتر به نیازتون نزدیک باشن.
برخلاف الگوریتمهای قدیمی که بیشتر روی تطابق دقیق کلمات کلیدی حساس بودن، مرغ مگسخوار روی مفهوم و هدف جستجوی کاربر تمرکز داره. برای همین ممکنه یه صفحه توی نتایج گوگل نمایش داده بشه، حتی اگر دقیقاً از همون کلمات کلیدی استفاده نکرده باشه؛ چون از نظر معنایی به چیزی که دنبالش هستید مرتبطه.
از طرفی این الگوریتم باعث شد دوران تکرار بیرویه کلمات کلیدی تا حد زیادی تموم بشه. قبلاً بعضی سایتها با چندین بار تکرار یک عبارت سعی میکردن رتبه بهتری بگیرن، اما مرغ مگسخوار بیشتر به کیفیت محتوا و میزان مفید بودنش برای کاربر اهمیت میده. به همین خاطر الان تولید محتوای طبیعی، کامل و کاربردی خیلی بیشتر از تکرار پشتسرهم کلمات کلیدی روی سئو تأثیر داره.
هدف اصلی الگوریتم مرغ مگس خوار چیست؟
هدف اصلی الگوریتم مرغ مگس خوار اینه که نتایج دقیقتر و مرتبطتری به کاربران نشون بده. گوگل با معرفی این الگوریتم سعی کرد جستجوها رو بیشتر شبیه یک انسان درک کنه؛ یعنی به جای اینکه فقط روی کلمات کلیدی تمرکز داشته باشه، بفهمه کاربر واقعاً دنبال چی میگرده.
مثلاً وقتی شما عبارتی رو در گوگل جستجو میکنید، لزوماً به دنبال صفحاتی نیستید که فقط همون کلمات رو بارها تکرار کرده باشن. معمولاً هدفتون پیدا کردن جواب یک سؤال یا حل یک مشکله. الگوریتم مرغ مگس خوار هم دقیقاً با همین دیدگاه طراحی شده تا منظور واقعی کاربر رو بهتر متوجه بشه و مرتبطترین نتایج رو بهش نشون بده.
برای همین این الگوریتم فقط به کلمات موجود در عبارت جستجو نگاه نمیکنه، بلکه ارتباط معنایی بین اونها رو هم بررسی میکنه. در نتیجه گوگل میتونه مترادفها، مفاهیم مرتبط و حتی هدف پشت جستجوی کاربر رو بهتر تشخیص بده و صفحاتی رو نمایش بده که بیشترین ارتباط رو با نیاز اون دارن.
به همین دلیل خیلی از متخصصهای سئو، مرغ مگس خوار رو یکی از پایههای اصلی «جستجوی معنایی» یا Semantic Search میدونن. این رویکرد باعث شده گوگل درک بهتری از زبان طبیعی کاربران داشته باشه و نتایج مفیدتر و دقیقتری ارائه بده.
ارتباط نرخ پرش با درک معنایی گوگل
یکی از چیزهایی که میتونه به گوگل کمک کنه کیفیت نتایج جستجو رو ارزیابی کنه، رفتار کاربرها بعد از ورود به سایتهاست. فرض کنید کاربری وارد یکی از صفحات سایت شما میشه. اگر محتوای اون صفحه نتونه جواب سؤالش رو بده یا نیازش رو برطرف کنه، احتمال داره خیلی سریع از سایت خارج بشه و دوباره به صفحه نتایج گوگل برگرده.
این نوع رفتارها میتونه برای گوگل نشونهای باشه که محتوای صفحه نتونسته انتظار کاربر رو برآورده کنه. البته نرخ پرش (Bounce Rate) بهتنهایی یک فاکتور مستقیم رتبهبندی نیست، اما مجموعهای از رفتارهای کاربران میتونه به گوگل کمک کنه کیفیت نتایجش رو بهتر ارزیابی کنه.
به همین خاطر این روزها فقط استفاده از کلمات کلیدی کافی نیست. اگر محتوای شما نتونه به سؤال کاربر جواب بده یا با هدف جستجوی اون هماهنگ نباشه، احتمال اینکه جایگاه خوبی در نتایج داشته باشه کمتر میشه. در مقابل، صفحاتی که محتوای کامل، کاربردی و متناسب با نیاز کاربران ارائه میکنن، معمولاً شانس بیشتری برای کسب رتبههای بهتر دارن.
حالا شاید این سؤال براتون پیش بیاد که گوگل چطور میتونه مفهوم عبارتهای جستجو شده رو درک کنه؟ جواب این سؤال رو باید در دو مفهوم مهم یعنی «گراف دانش گوگل» (Knowledge Graph) و «جستجوی معنایی» (Semantic Search) پیدا کرد. دو فناوری مهم که نقش خیلی پررنگی در عملکرد الگوریتم مرغ مگس خوار دارن و در ادامه بیشتر با اونها آشنا میشیم.
گراف دانش گوگل (Knowledge Graph) چیست؟
یکی از فناوریهایی که به گوگل کمک میکنه جستجوهای کاربران رو بهتر بفهمه، گراف دانش یا Knowledge Graph هست. گوگل این فناوری رو سال ۲۰۱۲ معرفی کرد؛ یعنی تقریباً یک سال قبل از اینکه الگوریتم مرغ مگس خوار رونمایی بشه.
هدف از ساخت گراف دانش این بود که کاربران سریعتر به جواب سؤالهاشون برسن و لازم نباشه برای پیدا کردن یک اطلاعات ساده، چندین سایت مختلف رو زیر و رو کنن.
گراف دانش در واقع یک پایگاه داده بزرگ از اطلاعات و ارتباطات بین افراد، مکانها، رویدادها، آثار هنری، شرکتها و سایر موضوعات شناختهشده است. گوگل این اطلاعات رو از منابع مختلف جمعآوری میکنه و کنار هم قرار میده تا بهتر بتونه موضوعات و ارتباط بین اونها رو درک کنه.
احتمالاً براتون پیش اومده که اسم یک فرد معروف، شهر یا موضوع خاصی رو در گوگل جستجو کنید. در این مواقع معمولاً علاوه بر نتایج عادی جستجو، یک باکس اطلاعاتی هم مشاهده میکنید که خلاصهای از اطلاعات مهم اون موضوع رو نمایش میده. این همون بخشیه که با کمک گراف دانش ایجاد میشه.
مثلاً اگر نام «حافظ» رو جستجو کنید، گوگل فقط لینک سایتها رو نمایش نمیده؛ بلکه اطلاعاتی مثل زندگینامه، آثار معروف، اشعار و سایر اطلاعات مرتبط رو هم در اختیارتون قرار میده.

در واقع گراف دانش باعث شده گوگل فقط به کلمات موجود در جستجو توجه نکنه، بلکه ارتباط بین مفاهیم مختلف رو هم متوجه بشه. برای مثال گوگل میدونه حافظ یک شاعر ایرانیه، دیوان حافظ یکی از آثار اونه و شهر شیراز هم با زندگی این شاعر ارتباط داره. همین ارتباطات باعث میشن نتایج جستجو هوشمندانهتر و دقیقتر نمایش داده بشن.
از طرف دیگه، گوگل دائماً اطلاعات خودش رو کاملتر میکنه. این کار با تحلیل دادههای موجود در وب و بررسی رفتار کاربران انجام میشه. به همین دلیل هرچه زمان میگذره، گوگل بهتر میتونه ارتباط بین موضوعات مختلف رو تشخیص بده و پاسخهای مرتبطتری ارائه کنه.
در مجموع، گراف دانش رو میشه یکی از مهمترین زیرساختهای گوگل برای درک مفاهیم و ارتباط بین موضوعات مختلف دونست. قابلیتی که بعداً در کنار الگوریتم مرغ مگس خوار، نقش مهمی در شکلگیری و توسعه جستجوی معنایی ایفا کرد.
جستجوی معنایی (Semantic Search) چیست؟
جستجوی معنایی یا Semantic Search یکی از مهمترین تغییراتی است که گوگل در سالهای اخیر در موتور جستجوی خودش ایجاد کرده. در این روش، گوگل فقط به کلماتی که کاربر تایپ میکنه توجه نمیکنه، بلکه سعی میکنه بفهمه هدف و منظور واقعی اون از جستجو چیه.
در گذشته موتورهای جستجو بیشتر روی تطابق کلمات کلیدی تمرکز داشتن. برای همین اگر یک عبارت رو با شکل متفاوتی جستجو میکردید، ممکن بود نتایج خیلی دقیقی دریافت نکنید. اما جستجوی معنایی این مشکل رو تا حد زیادی برطرف کرده.
مثلاً فرض کنید عبارت «میخوام برنامهنویسی یاد بگیرم» رو در گوگل جستجو میکنید. گوگل لزوماً صفحاتی رو نمایش نمیده که دقیقاً همین جمله داخلشون نوشته شده باشه. در عوض سعی میکنه منظور شما رو بفهمه و صفحاتی رو نشون بده که درباره آموزش برنامهنویسی، یادگیری کدنویسی، مسیر ورود به دنیای برنامهنویسی و موضوعات مشابه صحبت کرده باشن.

به زبان ساده، در جستجوی معنایی تمرکز اصلی روی مفهوم جستجوئه، نه فقط روی کلمات تشکیلدهنده اون. همین موضوع باعث شده کیفیت نتایج گوگل نسبت به گذشته خیلی بهتر و دقیقتر بشه.
نقش الگوریتم مرغ مگس خوار در جستجوی صوتی
با فراگیر شدن گوشیهای هوشمند و دستیارهای صوتی، نحوه جستجوی کاربران هم تغییر کرده. خیلی از افراد به جای اینکه چند کلمه کوتاه تایپ کنن، سؤالشون رو به شکل طبیعی و محاورهای مطرح میکنن.
مثلاً وقتی میخوایم چیزی رو تایپ کنیم، شاید فقط عبارت «آب و هوای تهران» رو بنویسیم. اما در جستجوی صوتی معمولاً سؤال رو کاملتر میپرسیم:
«امروز هوای تهران چطوره؟ احتمال بارندگی هم وجود داره؟»
در چنین شرایطی گوگل باید مفهوم کل جمله رو متوجه بشه، نه اینکه فقط چند کلمه مشخص رو بررسی کنه. اینجاست که الگوریتم مرغ مگس خوار وارد عمل میشه. این الگوریتم به گوگل کمک میکنه ساختار جمله، ارتباط بین کلمات و هدف واقعی کاربر رو تشخیص بده و جواب دقیقتری ارائه کنه.
به همین دلیل جستجوی صوتی تا حد زیادی به فناوریهایی مثل جستجوی معنایی و الگوریتم مرغ مگس خوار وابسته است. هرچقدر گوگل زبان طبیعی کاربران رو بهتر درک کنه، نتایج جستجوی صوتی هم دقیقتر و کاربردیتر میشن.
ارتباط الگوریتم مرغ مگس خوار با هوش مصنوعی (RankBrain)
چند سال بعد از معرفی مرغ مگس خوار، گوگل از سیستمی به نام RankBrain رونمایی کرد. RankBrain یکی از فناوریهای مبتنی بر یادگیری ماشین گوگله که به درک بهتر جستجوهای کاربران کمک میکنه.
اگر مرغ مگس خوار رو پایه و اساس جستجوی معنایی گوگل بدونیم، RankBrain مثل یک دستیار هوشمنده که به گوگل کمک میکنه جستجوهای پیچیده، جدید یا مبهم رو بهتر بفهمه.
مثلاً ممکنه کاربری عبارتی رو جستجو کنه که قبلاً خیلی کم توسط افراد دیگه سرچ شده باشه. در چنین شرایطی RankBrain با بررسی الگوهای جستجو و رفتار کاربران، سعی میکنه منظور احتمالی اون شخص رو تشخیص بده. بعد هم گوگل بر اساس این تحلیلها، مرتبطترین نتایج رو نمایش میده.
در واقع مرغ مگس خوار، RankBrain و سایر فناوریهای هوشمند گوگل در کنار هم کار میکنن تا موتور جستجو فقط به کلمات محدود نشه و بتونه هدف واقعی کاربران رو درک کنه. نتیجه این همکاری هم نمایش نتایجیه که بیشترین ارتباط رو با نیاز و قصد جستجوی افراد دارن.
چگونه سایت خودمون رو برای الگوریتم مرغ مگس خوار بهینه کنیم؟
تا اینجا دیدیم که الگوریتم مرغ مگس خوار بیشتر از هر چیزی به این اهمیت میده که کاربر به جواب سؤالش برسه. یعنی هرچقدر محتوای یک صفحه بهتر بتونه نیاز کاربر رو برطرف کنه، شانس بیشتری برای گرفتن رتبههای بهتر در گوگل داره.
حالا ببینیم برای اینکه سایتمون با معیارهای این الگوریتم هماهنگ باشه، باید چه کارهایی انجام بدیم.
کلمات کلیدی رو الکی تکرار نکنید
یه زمانی خیلی از سایتها با تکرار پشت سر هم یک کلمه کلیدی سعی میکردن از گوگل رتبه بگیرن، اما اون دوران مدتهاست تموم شده.
الان گوگل فقط به خود کلمات نگاه نمیکنه؛ بلکه مفهوم محتوا رو هم متوجه میشه. برای همین بهتره به جای اینکه یک عبارت رو مدام تکرار کنید، از کلمات مترادف و عبارتهای مرتبط هم استفاده کنید.
مثلاً اگر مقالهتون درباره «سئو سایت» باشه، میتونید از عبارتهایی مثل «بهینهسازی سایت»، «آموزش سئو»، «افزایش رتبه در گوگل» یا «بهبود جایگاه سایت» هم استفاده کنید. این کار باعث میشه متن طبیعیتر به نظر برسه و موضوع رو کاملتر پوشش بده.
از انکرتکستهای مرتبط استفاده کنید
انکرتکست همون متنیه که روی اون لینک قرار میگیره. گوگل و کاربران از روی همین متن متوجه میشن صفحه مقصد درباره چیه. برای همین بهتره به جای عبارتهای کلی مثل «اینجا کلیک کنید» یا «بیشتر بخوانید»، از متنهای واضح و توصیفی استفاده کنید. مثلاً اگر میخواید به مقاله الگوریتم زبرا لینک بدید، عبارت «آشنایی با الگوریتم زبرا گوگل» خیلی بهتر از «بیشتر بخوانید» عمل میکنه.
تا جای ممکن به همه سؤالهای کاربر جواب بدید
یکی از ویژگیهای محتواهای موفق اینه که کاربر بعد از خوندن اونها کمتر نیاز پیدا میکنه دوباره در گوگل جستجو کنه. برای همین سعی کنید موضوع رو کامل پوشش بدید و به سؤالهای مختلفی که ممکنه برای مخاطب پیش بیاد جواب بدید. البته کامل بودن محتوا به معنی طولانی نوشتن نیست. اگر بشه یک موضوع رو در ۱۰۰۰ کلمه کامل توضیح داد، نیازی نیست بیدلیل اون رو به ۳۰۰۰ کلمه برسونید.
فقط به متن اکتفا نکنید
خیلی وقتها یک تصویر یا ویدیو میتونه مطلبی رو توضیح بده که چند پاراگراف متن از پسش برنمیاد.
به همین خاطر بهتره در مقالهها از تصاویر، اینفوگرافیکها، ویدیوهای آموزشی یا حتی فایلهای صوتی استفاده کنید. این کار هم باعث میشه محتوا جذابتر بشه و هم درک مطالب برای مخاطب راحتتر باشه.
مثلاً اگر در حال آموزش یک بخش از وردپرس هستید، چند اسکرینشات مرحلهبهمرحله میتونه تجربه خیلی بهتری برای کاربر ایجاد کنه.
از اسکیما استفاده کنید
اسکیما یا Schema اطلاعات بیشتری درباره محتوای صفحه در اختیار گوگل قرار میده و بهش کمک میکنه راحتتر متوجه بشه صفحه شما دقیقاً درباره چیه. مثلاً میتونید برای مقالهها، محصولات، دورههای آموزشی یا بخش سوالات متداول از اسکیما استفاده کنید. این کار علاوه بر اینکه فهم محتوا رو برای گوگل سادهتر میکنه، ممکنه باعث بشه سایتتون به شکل جذابتری در نتایج جستجو نمایش داده بشه.
در نهایت چیزی که الگوریتم مرغ مگس خوار دنبالش میگرده، صفحهای نیست که فقط کلمات کلیدی رو تکرار کرده باشه. گوگل میخواد صفحاتی رو به کاربران نشون بده که واقعاً به دردشون بخوره و جواب سؤالشون رو بده. پس اگر موقع تولید محتوا بیشتر از اینکه به کلمات کلیدی فکر کنید به نیاز کاربر فکر کنید، احتمالاً بخش بزرگی از مسیر سئو رو درست رفتهاید.
جمعبندی
الگوریتم مرغ مگس خوار یکی از مهمترین تغییراتی بود که گوگل در تاریخ خودش ایجاد کرد. قبل از معرفی این الگوریتم، گوگل بیشتر روی تطابق کلمات کلیدی تمرکز داشت؛ اما بعد از ورود مرغ مگس خوار، تلاش کرد مفهوم و هدف واقعی جستجوهای کاربران رو بهتر بفهمه.
به لطف این الگوریتم، گوگل امروز فقط به کلمات نگاه نمیکنه. بلکه میتونه ارتباط بین مفاهیم مختلف رو تشخیص بده، مترادفها رو بشناسه و نتایجی رو نمایش بده که بیشترین ارتباط رو با چیزی که کاربر دنبالشه دارن. فناوریهایی مثل جستجوی معنایی (Semantic Search)، گراف دانش (Knowledge Graph) و سایر سیستمهای هوشمند گوگل هم در رسیدن به این هدف نقش مهمی داشتن.
برای ما که روی سئو و تولید محتوا کار میکنیم، مهمترین پیام الگوریتم مرغ مگس خوار اینه که دیگه نمیشه فقط با تکرار کلمات کلیدی به رتبههای خوب گوگل رسید. این روزها گوگل بیشتر از هر چیزی به کیفیت محتوا، پاسخ دادن به نیاز کاربر، استفاده طبیعی از کلمات و پوشش کامل موضوع اهمیت میده.
به همین خاطر هرچقدر محتوایی که تولید میکنید مفیدتر، کاملتر و کاربردیتر باشه، شانس بیشتری دارید که جایگاههای بهتری در نتایج جستجو به دست بیارید. در واقع مرغ مگس خوار باعث شد گوگل بیشتر از قبل به سمت محتوای ارزشمند و کاربرمحور حرکت کنه.
امیدواریم بعد از خوندن این مقاله، دید بهتری نسبت به الگوریتم Hummingbird و تأثیر اون روی سئو سایت پیدا کرده باشید و بتونید از نکاتی که گفتیم برای بهبود عملکرد سایتتون در نتایج جستجوی گوگل استفاده کنید. شاد و سربلند باشید. 🙂
مطلب و محتوای بسیار باکیفیت بودی و خسته نباشید👌🏽
فقط یک سری علائم نگارشی اشتباه و غلط املایی کوچک توی مطلب هست که گفتم بهتون بگم، موفق باشید☺️
سپاس از شما لطف دارید. اگر موردی هست ارسال بفرمایید همکارانم بررسی میکنن. سپاس
این مقاله ایندکس نشده
سلام بررسی کردیم ایندکس شده