جلسه ۲۳: برچسب ها در وردپرس و تعداد مناسب برچسب
- آموزش وردپرس
- بروزرسانی شده در
یه بار برای همیشه بیایم تکلیفمون رو با بخش برچسبهای وردپرس مشخص کنیم! اگه تا حالا موقع نوشتن یه مطلب توی وردپرس رفتی سراغ اون بخش کوچیکی که نوشته «برچسبها» و نمیدونستی دقیقاً باید چی داخلش بنویسی، تنها نیستی. خیلیا دقیقاً همین حس رو دارن. یه سری تگ میزنن فقط چون فکر میکنن سئو بهتر میشه، یه سری دیگه اصلاً دست بهش نمیزنن چون نمیدونن چی به چیه.
راستش برچسبها نه جادو میکنن، نه بیخاصیتن. همهچی به این بستگی داره که چطور ازشون استفاده کنی. اگه درست برچسب بزنی، هم سایتت مرتبتر میشه، هم گوگل بهتر میفهمه چی به چیه. ولی اگه بیحسابوکتاب تگ بزنی، ممکنه یهعالمه صفحهی خالی و بیارزش بسازی که نه به کار کاربر میاد، نه به درد موتور جستجو.
توی این مقاله قراره بیپرده دربارهی برچسبها حرف بزنیم. اینکه اصلاً چی هستن، چه فرقی با دستهبندی دارن، چندتا باید استفاده کنیم، و چرا بیشترِ سایتا دارن باهاش اشتباه برخورد میکنن. اگه میخوای محتوای سایتت رو حرفهایتر بچینی و یه بار برای همیشه از شر تگهای الکی خلاص شی، تا آخر مقاله باهام باش.
آنچه در این مقاله میخوانید
برچسب وردپرس چیست؟
اگه تا حالا یه مطلب جدید توی وردپرس نوشتی، احتمال زیاد چشمت خورده به یه بخشی به اسم «برچسبها» که یه گوشه از پنل کناری نوشته قرار گرفته. دقیقاً همونجایی که دستهبندی و تصویر شاخص و تنظیمات دیگه قرار دارن. اما بر خلاف بقیهی گزینهها که تا حدودی تکلیفشون روشنه، وقتی به بخش برچسبها میرسی، یه جور حس دوگانگی سراغت میاد. انگار یه چیزی اونجا هست، ولی دقیق نمیدونی باید باهاش چیکار کنی!

واقعیتش اینه که بخش زیادی از کاربران وردپرس (چه تازهکار باشن، چه حتی حرفهای) دقیق نمیدونن باید با برچسبها چطوری رفتار کنن. مثلاً بعضیا فکر میکنن هر چی بیشتر تگ بزنی، بهتره. یه عده هم اصلاً بهش دست نمیزنن چون براشون مبهمه. چون نه توضیح خاصی کنار این بخش هست، نه وردپرس خودش راهنمایی دقیقی میده.
از طرفی، ظاهرش هم خیلی سادهست؛ فقط یه کادره که میتونی توش چند تا کلمه بنویسی و بینشون با کاما فاصله بندازی. همین سادگی باعث میشه خیلیا فکر کنن «خب، اینم یه چیز اختیاریه که شاید به درد بخوره، شاید هم نه».

اما واقعیت اینه که اگه بدونی این برچسبها دقیقاً چه نقشی دارن، خیلی راحت میتونی ازشون به نفع ساختار محتوای سایتت استفاده کنی و اگه ندونی، ممکنه بهمرور انبوهی از تگهای تکراری، بیفایده یا حتی مخرب بسازی که فقط داری باهاش ساختار سایت رو شلوغ میکنی.
تفاوت برچسبها و دستهها
یکی از بیشترین سؤالاتی که موقع نوشتن توی وردپرس برای کاربرا پیش میاد اینه که «فرق دستهبندی با برچسب چیه؟» چون ظاهر قضیه خیلی شبیه بههمه. هر دو مربوط به دستهبندی محتوا هستن، هر دو توی تنظیمات نوشته ظاهر میشن و حتی توی صفحه نوشته هم کنار هم نمایش داده میشن. ولی وقتی دقیقتر بشی، میبینی این دو تا ابزار، دو کار کاملاً متفاوت انجام میدن.
بذار یه مثال خیلی ساده بزنم. فرض کن سایتت شبیه یه کتابخونهست. دستهبندیها مثل قفسههای اصلی کتابخونهان: مثلاً قفسه «رمان»، «تاریخی»، «روانشناسی». هر کتاب باید توی یکی از این قفسهها قرار بگیره. نمیتونی یه کتاب رو همینطوری ول کنی وسط سالن، باید جاش مشخص باشه. حالا برچسبها چی؟ اونا میشن مثل برچسبهایی که پشت جلد کتاب میزنن؛ مثلاً: «عشق»، «جنگ جهانی دوم»، «نویسنده فلان»، «داستان واقعی» و… یعنی اون جزئیات ریزی که به کاربر کمک میکنن بهتر بفهمه کتاب دربارهی چیه، حتی اگه اسم قفسه رو ندونه.
توی وردپرس هم همینطوره. دستهبندیها برای ساختار اصلی سایتت استفاده میشن. مثل ستونهای ساختمون. مثلاً اگه سایتت دربارهی آموزش وردپرسه، ممکنه دستههایی مثل «آموزش افزونهها»، «آموزش قالب»، «سئو در وردپرس» داشته باشی. اینا یه بار برای همیشه تعیین میشن و معمولاً نوشتههات فقط توی یکی یا دو تا از این دستهها قرار میگیرن.
اما برچسبها یه چیز دیگهان. اونا برای جزئیاتی بهکار میرن که شاید موضوع اصلی مطلب نباشن، ولی بهشدت بهش مربوطن. مثلاً وقتی یه نوشته دربارهی افزونه Yoast SEO داری، دستهش میتونه باشه «آموزش افزونهها»، ولی تگهاش میتونن باشن: سئو، آنالیز محتوا، تگ متا، بهینهسازی عنوان، افزونه سئو وردپرس و…
حالا چرا این تفاوت مهمه؟ چون اگه برچسبها رو با دستهبندی اشتباه بگیری، ممکنه بیای برای هر چیزی یه برچسب بسازی که عملاً همون کار دستهبندی رو انجام بده، یا برعکس، یه عالمه برچسب بزنی که اصلاً بهدرد نخوره. مثلاً بعضی سایتها برای هر مقاله ۲۰ تا تگ میزنن که نصفشون فقط یک بار استفاده شدن. این یعنی چی؟ یعنی کلی صفحه تگ ساختی که توش فقط یه مقاله هست. و این از نظر گوگل یه هشدار محسوب میشه: «آهای! این سایت داره صفحاتی میسازه که هیچ ارزشی ندارن!»
در واقع، دستهبندی باید بتونه محتوای کلی سایتت رو به چند بخش مشخص تقسیم کنه؛ در حالیکه برچسبها باید یه راه ارتباطی بین نوشتههایی باشن که از نظر موضوعی یا مفهومی، وجه اشتراک دارن. مثلاً ممکنه یه مقاله توی دسته «سئو وردپرس» باشه و یه مقاله دیگه توی دسته «آموزش افزونهها»، ولی هر دو تگ «Yoast SEO» داشته باشن. این یعنی کاربر اگه روی اون تگ کلیک کنه، هر دوتا مطلب رو ببینه، حتی اگه توی دو تا دسته متفاوت باشن.
خلاصهش اینه که دستهبندی برای مشخص کردن «جایگاه» نوشتهست، ولی برچسب برای مشخص کردن «ویژگیها»شه. مثل اینه که بگی این مقاله توی بخش آموزش قالبها قرار داره، ولی دربارهی المنتور، طراحی ریسپانسیو، ویرایش زنده و سرعت لود هم صحبت میکنه، که اون ویژگیها میشن برچسبها.
اگه این تفاوت رو خوب درک کنی، نصف راه رو رفتی. چون بعد از اون دیگه هر تگی که بزنی، یه دلیل منطقی پشتشه. دیگه فقط نمیزنی «سئو، افزونه، آموزش، یادگیری، وردپرس، پست، سایت، اینترنت، مطلب، متن»! بلکه دقیقاً میدونی چیرو داری برچسب میزنی و چرا.
نکات مهم زمان استفاده از برچسبها
اگه تا امروز با بخش برچسبها مثل یه گزینهی فرعی و مبهم برخورد کردی، وقتشه دیدت رو نسبت بهش عوض کنی. چون همین کادر کوچیک، اگه درست ازش استفاده کنی، میتونه به سئوی سایتت کمک کنه، تجربهی کاربر رو بهتر کنه و ارتباط بین نوشتههات رو هوشمندانهتر نشون بده. اما یه سری موارد هم هست که رعایت نکردنشون میتونه آسیب جدی به سایتت بزنه که در ادامه اونا رو بررسی میکنیم.
استفاده زیاد از برچسب ممنوع!
برچسب زیاد زدن به معنی سئوی بهتر نیست. حتی برعکس، اگه بیرویه از برچسب استفاده کنی، داری به سایتت آسیب میزنی، اونم بدون اینکه خودت متوجه بشی. این اشتباهیه که خیلی از سایتها مرتکب میشن. چون از بیرون، به نظر میرسه که تگ زدن یعنی کمک به دستهبندی بهتر محتوا یا دادن سیگنال مثبت به گوگل. ولی واقعیت خیلی فرق داره.
بیایم یه سناریوی واقعی رو بررسی کنیم: فرض کن یه مقاله دربارهی آموزش کار با افزونه المنتور نوشتی. دستهبندیش مشخصه، مثلاً «آموزش افزونهها». حالا میای میگی خب بذار یه عالمه تگ بزنم: المنتور، طراحی سایت، وردپرس، افزونه رایگان، آموزش وبسایت، کار با المنتور، سایت حرفهای، سایت شیک، طراحی با کشیدن و رها کردن، طراحی واکنشگرا، المان، ابزارک و…

شاید با خودت فکر کنی «چه خوب! الان کلی تگ زدم، گوگل میفهمه مقالم دربارهی چیه». اما خب متأسفم، اینطوری فقط داری صفحات اضافه، ضعیف و کممحتوا درست میکنی. چرا؟ چون وردپرس برای هر تگ، یه صفحهی آرشیو میسازه. یعنی برای هر تگی که اضافه میکنی، یه صفحهی مجزا ساخته میشه که قراره مطالب مرتبط با اون تگ رو نشون بده.
حالا اگه اون تگ فقط توی یه دونه مقاله استفاده شده باشه، اون صفحهی آرشیو میشه یه صفحهی خالی با یه مطلب. نه توضیحی داره، نه ساختاری، نه ارزشی برای کاربر و این دقیقاً همون چیزیه که الگوریتم پاندای گوگل ازش متنفره!
الگوریتم پاندا یکی از بهروزرسانیهای مهم گوگله که طراحی شده برای شناسایی سایتهایی با محتوای ضعیف، تکراری یا کمارزش. وقتی گوگل ببینه توی سایتت تعداد زیادی صفحهی بیکیفیت و مشابه وجود داره (مثلاً آرشیوهایی که فقط یه پست داخلشونه) بهش به چشم محتوای کمکیفیت نگاه میکنه و این میتونه روی کل رتبهی سایتت تأثیر منفی بذاره.
یعنی با اینکه فکر میکنی داری سئو رو بهتر میکنی، داری برعکس عمل میکنی! داری به گوگل نشون میدی که یه عالمه صفحه داری که نه ساختار دارن، نه محتوا، نه ارزش اضافه.
حالا شاید بگی «خب چه ایرادی داره، کاربر که نمیره سراغ اون صفحات». اما گوگل میره! گوگل همه چی رو بررسی میکنه، از ساختار URL تا محتوا و ارتباط صفحات. پس اگه ۱۰۰ تا تگ زدی که هر کدوم فقط یه مقاله دارن، داری ۱۰۰ تا صفحهی ضعیف برای گوگل درست میکنی. این دقیقاً کاریه که سایت رو به مرور زمان میبره توی سراشیبی.
تگ باید ابزاری باشه برای ایجاد ارتباط واقعی بین مطالب مرتبط. نه یه جور جایزه که هر کی بیشتر بزنه، برنده بشه! چون این بازی، یه برنده داره و اونم گوگله. و گوگل خیلی راحت میفهمه که داری سعی میکنی با ترفندهای سطحی، محتوای سایتت رو بیشتر نشون بدی و جریمت میکنه.
چند تا برچسب کافیه؟
خیلیا موقع نوشتن یه پست توی وردپرس، بخش برچسبها رو با ذهنیت «هر چی بیشتر، بهتر» نگاه میکنن. انگار هر تگی که اضافه میکنی یه امتیازه که گوگل باهاش خوشحال میشه. ولی خب، متأسفانه باید بگم قضیه برعکسه. تگ زیاد، بهخصوص وقتی بیهدف و بیبرنامه زده بشه، نهتنها مفید نیست، بلکه ممکنه سئوی سایتت رو هم خراب کنه.
پیشنهاد منطقی و اصولی اینه که برای هر مطلب، بین ۵ تا نهایتاً ۱۰ برچسب استفاده بشه، اونم برچسبهایی که واقعاً به محتوا مرتبط هستن، نه فقط کلمات کلیدی که خوشگل به نظر میان یا هر چی تو ذهنت اومده.
حالا این عدد ۵ تا ۱۰ از کجا اومده؟ تجربهی عملی کار با وردپرس، توصیههای سئوکارهای حرفهای و بررسی نحوه عملکرد الگوریتمهای گوگل مثل Panda و Hummingbird، همه نشون میدن که تعداد زیاد برچسب، اگر کاربرد واقعی نداشته باشه، بیشتر دردسره تا مزیت.
اگه مثلاً یه پست آموزشی نوشتی دربارهی طراحی هدر در قالبهای وردپرس، لزومی نداره تگ بزنی: «وردپرس، آموزش، طراحی سایت، قالب، قالب وردپرس، سربرگ، طراحی قالب، آموزش طراحی، طراحی آنلاین، css، html، پست جدید، بخش بالایی سایت» و… (واقعاً هم دیدم بعضیا این کارو میکنن!)
کاری که باید بکنی اینه:
۱. ببین دقیقاً پستت دربارهی چیه
۲. بررسی کن چه کلمات کلیدی یا مفاهیمی توی مطالب دیگهت هم تکرار شدن
۳. اونهایی رو انتخاب کن که بیشتر از یه مطلب باهاشون مرتبطه
۴. نهایتاً روی همون ۵ تا ۱۰ تگ بمون و زیادهروی نکن
در واقع، برچسب باید مثل یک «پل» عمل کنه، نه مثل یه «تزئین اضافه». یعنی یه چیزی باشه که مطالب مشابه رو به هم وصل کنه. اگه یه تگ فقط توی یه مطلب وجود داره و توی هیچ نوشته دیگهای تکرار نشده، پس عملاً داره یه صفحهی اضافی میسازه که نه به درد گوگل میخوره، نه کاربر.
حتی میتونی به یه روش حرفهایتر فکر کنی، قبل از نوشتن هر پست، لیست تگهایی که قبلاً توی سایتت استفاده کردی رو یه نگاهی بنداز. اگه مطلب جدیدت به یکی از اونا میخوره، همونو تکرار کن. اینطوری بهمرور یه ساختار منسجم از تگها توی سایتت ایجاد میشه که گوگل هم میتونه راحتتر بفهمه مطالب مختلف چطور به هم مربوط میشن.
استفاده از برچسبهای هدفمند
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که توی استفاده از برچسبها توی وردپرس دیده میشه، اینه که بعضی کاربرا بدون هیچ برنامهای شروع میکنن به تگ زدن. یعنی تا مطلبی مینویسن، هر چی به ذهنشون میرسه رو بهعنوان برچسب مینویسن. شاید فکر میکنن دارن یه جور بهینهسازی انجام میدن، ولی در واقع دارن بهشکل ناخواسته سایتشون رو تبدیل میکنن به یه آش شلهقلمکار از تگهای پراکنده.
حالا مشکل اصلی اینجاست که وردپرس برای هر تگی که وارد میکنی، یه صفحهی جدید درست میکنه. یعنی چی؟ یعنی مثلاً اگه ده تا تگ زدی که هیچکدوم توی مطلب دیگهای استفاده نشدن، وردپرس میاد برای هر کدومشون یه آدرس جدا میسازه. نتیجه؟ ده تا صفحهی جداگانه، هر کدوم با فقط یه مطلب داخلش، بدون هیچ توضیح اضافهای، بدون لینک داخلی، بدون ارزش واقعی.
اگه کاربر روی اون تگ کلیک کنه، به یه صفحه آرشیوی میرسه که صرفاً یه عنوان داره و یه مطلب زیرش. این نوع صفحات نه به کاربر کمک خاصی میکنن، نه ارزشی دارن، نه باعث میشن مخاطب بیشتر توی سایت بمونه. از اون بدتر، گوگل هم متوجه میشه که این صفحات هیچ محتوای مفیدی ارائه نمیدن. یعنی داری عملاً فضای سایتت رو با صفحههای کمارزش و ضعیف پر میکنی.
این دقیقاً همون چیزیه که توی الگوریتمهای گوگل مثل Panda بهش واکنش منفی نشون داده میشه. صفحاتی که نه ساختار دارن، نه متن مفید، نه لینک مناسب. به اینا میگن صفحات Thin Content — صفحاتی با محتوای نازک یا ناکافی. گوگل وقتی تعداد این صفحات توی یه سایت زیاد بشه، نهتنها اون صفحات رو رتبه نمیده، بلکه اعتبار کل سایت رو پایین میاره. یعنی نوشتههای خوب و باکیفیتت هم ممکنه بیدلیل افت کنن، فقط چون توی کنارش یه عالمه صفحهی بیفایده ساختی.
یکی دیگه از اشتباهات رایج اینه که بعضیها تگها رو خیلی عمومی میزنن. مثلاً توی یه مطلب دربارهی نحوه نصب یک افزونه، تگهایی مثل “آموزش”، “نصب”، “سایت”، “افزونه”، “وبسایت”، “وردپرس” و… اضافه میکنن. اینها اونقدر کلی هستن که هیچ ارزشی برای کاربر ندارن. چون اگر کسی روی تگ “سایت” کلیک کنه، قراره چی ببینه؟ کلی مقالهی نامرتبط که فقط یهجورایی به سایت مربوط میشن.
همهی این اشتباهات یه ریشهی مشترک دارن، نداشتن استراتژی در استفاده از برچسبها. اگه بدونی هدف از تگ چیه و چطور باید ازش استفاده کنی، دیگه به خودت اجازه نمیدی هر چیزی رو تگ بزنی. برچسب خوب باید نوشتههای مرتبط رو به هم وصل کنه، نه اینکه فقط یه صفحهی جدید بسازه که خودش هیچ جذابیتی نداره.
پس اگه الان رفتی پیشخوان سایتتو نگاه کردی و دیدی ۲۰۰ تا برچسب داری ولی خیلیهاش فقط یه مقاله دارن، نترس! ولی حتماً باید یه فکری براشون بکنی. چون اون صفحههای خالی فقط یه بار ایجاد شدن، ولی هر روز دارن روی اعتبار سایتت تأثیر میذارن.
استفاده از برچسب درست
حالا که فهمیدیم برچسب زیاد و بیربط چطوری میتونه به سایت آسیب بزنه، وقتشه بریم سراغ نسخهی درستش. یعنی همون چیزی که باعث میشه ساختار محتوای سایت مرتبتر بشه، کاربر راحتتر مطالب مرتبط رو پیدا کنه و گوگل هم از دیدن سایتت لبخند رضایت بزنه!
اولین اصل اینه که برچسب باید دقیق باشه. یعنی وقتی یه تگ میزنی، باید بدونی که اون کلمه دقیقاً دربارهی چی صحبت میکنه و چه مطالب دیگهای قراره زیرمجموعهاش قرار بگیرن. مثلاً اگه یه مطلب دربارهی طراحی صفحه اصلی با المنتور نوشتی، برچسب «المنتور» کاملاً منطقیه. چون احتمال زیاد در آینده هم مطالب دیگهای دربارهی المنتور مینویسی. ولی تگی مثل «سایت زیبا» یا «کار با ابزار» نه تنها دقیق نیست، بلکه هیچ کاربرد خاصی هم برای دستهبندی محتوای آیندهات نداره.
دوم اینکه برچسب باید مرتبط باشه. نه فقط مرتبط با همون مطلبی که الان نوشتی، بلکه با باقی مطالبی که قراره زیر اون تگ قرار بگیرن. مثلاً اگه الان یه مطلب دربارهی افزونه رنک مث نوشتی و یکی دیگه هم دربارهی یواست، تگ مشترک بین این دو میتونه «افزونه سئو» باشه. چون اون تگ داره بین دوتا مطلب که از نظر موضوعی بهم نزدیکن، پل ایجاد میکنه. اما اگه برای هرکدوم تگهایی بزنی که فقط توی همون یه نوشته استفاده شدن، ساختار سایتت بهجای منسجم بودن، پراکنده و بیهدف میشه.

بهترین مدل استفاده از برچسب اینه که همیشه از خودت بپرسی که «آیا این تگ فقط برای همین یه مطلبه یا میتونم در آینده مطالب دیگهای هم باهاش منتشر کنم؟» اگه جواب “آره” بود، احتمالاً تگ مناسبیه. ولی اگه فقط برای پر کردن اون کادر کوچیک داری یه چیزی مینویسی، بهتره همون رو ننویسی.
بهمرور و با رشد سایت، میفهمی که بعضی تگها تبدیل به دستههای پرمحتوا میشن. مثلاً یهروز میبینی که تگ «آموزش ووکامرس» ده تا مطلب زیر خودش داره. اونوقته که آرشیو تگهات تبدیل به یه بخش قدرتمند از سایتت میشن، که هم مخاطب باهاش راحتتر مسیرش رو پیدا میکنه، هم گوگل بهتر متوجه ساختار سایت میشه.
چه مزیتی داره؟
وقتی حرف از برچسبهای وردپرس میزنیم، بیشتر تمرکز آدما روی بحث سئو میره. اینکه گوگل چی میفهمه؟ الگوریتمها چطور برخورد میکنن؟ ولی راستش رو بخوای، یه تگ خوب فقط برای موتور جستجو نیست. اون تگ باید اول از همه، برای کاربر واقعی معنیدار باشه. چون یه سایت حرفهای، سایتیه که محتواهاش فقط برای گوگل نوشته نمیشن، بلکه برای مخاطبهایی نوشته میشن که قراره واقعاً بخونن، یاد بگیرن، و با سایت تعامل داشته باشن.
وقتی یه کاربر میرسه به یه مقاله از سایتت و پایین اون پست یه سری برچسب میبینه، در واقع داره یه مسیر راه دیگه جلوش باز میشه. مثلاً یه نفر اومده آموزش افزونه یواست رو بخونه و ته اون مطلب میبینه نوشته «برچسبها: سئو وردپرس، افزونه سئو، Yoast SEO». حالا اگه روی یکی از اون برچسبها کلیک کنه، یه عالمه محتوای مرتبط دیگه براش باز میشه. یعنی بدون اینکه برگرده به صفحه اصلی یا منوی دستهها رو بگرده، خیلی راحت داره میره سراغ مطالب مشابه، دقیقاً مثل وقتی که توی یه فروشگاه آنلاین یه محصول رو میبینی و زیرش نوشته “محصولات مشابه”. حس خوبی بهت میده، نه؟
این دقیقاً همون چیزیه که بهش میگیم تجربه کاربری خوب. سایتت کمک میکنه کاربر مسیرش رو راحتتر پیدا کنه، بیشتر توی سایت بمونه، بیشتر مطلب بخونه و این یعنی احتمال بازگشتش هم بیشتر میشه. وقتی ساختار تگها درست باشه، سایتت مثل یه نقشهی هوشمند عمل میکنه که آدمها رو به مقصد موردنظرشون میرسونه. و حالا نکتهی جالبش اینه که گوگل هم دقیقاً از همین مسیر خوشش میاد.
گوگل مدتهاست که فقط به کلمه کلیدی نگاه نمیکنه. اون میخواد ساختار سایتت رو بفهمه. میخواد بفهمه کدوم نوشتهها به هم مرتبطن، کدوم موضوعها بیشتر تکرار شدن، کدوم تگها توی چند مطلب ظاهر شدن. وقتی یه برچسب به درستی توی چند مقاله استفاده شده باشه، گوگل راحتتر تشخیص میده که اون تگ یه موضوع محوری توی سایت توئه. یعنی براش مهمه، نه یه کلمهی اتفاقی.
از اون طرف، اگه تگهات بیربط، تکتک و تکرارنشدنی باشن، گوگل بهجای اینکه بتونه ساختار سایتتو تحلیل کنه، با یه مشت صفحهی خالی و پراکنده روبهرو میشه. نه فقط برای کاربر ارزش نداره، بلکه الگوریتمها هم دیگه نمیتونن درست سایتتو بخونن و بفهمن که چه موضوعاتی مهمترن.
پس خلاصهی قضیه اینه: یه برچسب خوب، وقتی خوبه که هم به کاربر کمک کنه راحتتر بین محتوا بچرخه، هم به گوگل نشون بده ساختار سایت چطور چیده شده. اگه بتونی بین این دوتا تعادل برقرار کنی، هم سئوی سایتت رشد میکنه، هم تجربه کاربریت حرفهایتر میشه. چیزی که خیلی از سایتها هنوز نمیدونن یا نادیده میگیرن.
صحبت آخر
توی این مقاله فهمیدیم که برچسبها اون بخش بهدردنخور وردپرس نیستن که بخوایم سرسری ازشون رد شیم یا فقط برای پر کردن ظاهر پست چندتا کلمه توش بنویسیم. تگها اگر درست و اصولی استفاده بشن، میتونن ساختار سایتت رو منظمتر، تجربهی کاربری رو بهتر و حتی رتبه سایتت رو توی گوگل قویتر کنن. ولی اگه همینطوری بدون فکر و حساب پشتسرهم برچسب بزنی، آخرش فقط کلی صفحهی بیارزش توی سایتت میسازی که نه کاربر براش فایدهای داره، نه گوگل بهش اهمیتی میده.
توی این مقاله، خیلی مفصل و شفاف، فرق برچسب با دستهبندی رو توضیح دادیم، اشتباهات رایج رو بررسی کردیم، از خطرات سئویی صفحات بیمحتوای تگ گفتیم، و در نهایت به یه نسخه اصولی رسیدیم، کم، دقیق، مرتبط و با برنامه. اگه از همین امروز این روش رو توی نوشتههات اجرا کنی، خیلی زود تاثیرش رو روی نظم محتوای سایتت و تعامل بهتر کاربرا با مطالبت میبینی.
پس به جای اینکه بخوای با تگهای زیاد، گوگل رو گول بزنی، با تگهای درست و حرفهای کاری کن خودش بیاد دنبالت! شاد و سربلند باشید.🙂
این مقاله بخشی از دوره آموزش رایگان وردپرس هست. با مشاهده این دوره رایگان، میتوانید کار با وردپرس را به صورت کامل یاد بگیرید.
دوره رایگان آموزش وردپرس