چگونه پروژه طراحی سایت بگیریم؟ کسب درآمد از طراحی وب
- آموزش طراحی سایت
- بروزرسانی شده در
آنچه در این مقاله میخوانید
چگونه پروژه طراحی سایت بگیریم
اگر طراح وب هستید؛ قطعا میدانید که بهترین روش برای کسب درآمد از طراحی وب سایت،دریافت پروژههای طراحی سایت هست. در این ویدیو به شما توضیح خواهم داد که چطور میتوانید با استفاده از طراحی وبسایت، کسب درآمد کنید و چطور پروژههای طراحی سایت بیشتری دریافت کنید.
نسخه تکمیلی ویدیو:
توی ویدیوی قبلی دربارهی اینکه درآمد طراحی سایت چقدر هست صحبت کردم. که توی اون توضیح دادم درآمد طراحی سایت چقدره و از چه راههایی میشه از طراحی سایت کسب درآمد کرد. خیلی از شما عزیزان میتونید با وردپرس کار کنید، حتی میتونید برنامهنویسی کنید، اما نمیتونید چطور میتونید سفارش طراحی سایت بگیرید.
از اونجایی که چندسالی توی حوزه طراحی سایت فعالیت داشتم، بازاریابی کردم، مشتری جذب کردم و… فکر میکنم بتونم راهنمای خوبی برای این باشم که چطور میتونید سفارش طراحی سایت بگیرید.
چطور بازاریابی کنیم؟
خیلی از طراحهای سایت، مخصوصاً اونایی که تازه شروع کردن یا هنوز شناختهشده نیستن، همیشه دنبال اینن که بدونن «چجوری سفارش بگیریم؟» یا اصلاً «مشتری از کجا پیدا کنیم؟».
بازاریابی فعال
یه تعدادی از افراد و شرکتها وارد پیج و سایت دیگران میشن، یا به صورت حضوری میرن به محل کارهای مختلف و خودشونو پرزنت میکنن و میگن من طراح سایت هستم و میتونم با فلان قیمت براتون سایت بزنم.
اینجا یه حقیقت مهم وجود داره که باید بدونی اینه که همیشه قرار نیست مشتری خودش بیاد دنبالت. گاهی تو باید بری دنبالش! اینجا دقیقاً بحث بازاریابی فعال پیش میاد. یعنی بهجای اینکه بشینی منتظر بمونی یکی بهت پیام بده، خودت دستبهکار میشی و راههایی رو میری تا مستقیم با مشتری ارتباط بگیری، خودتو معرفی کنی و کارت رو پیشنهاد بدی.
حالا این روشها میتونه شامل پیام دادن مستقیم به کسبوکارها باشه، شبکهسازی توی رویدادهای مرتبط، تولید محتوا توی اینستاگرام یا لینکدین برای دیده شدن، یا حتی تماس تلفنی و سر زدن به مغازهها و شرکتها. همهش بستگی به مدل کاری خودت داره، ولی اصل ماجرا یکیه خودت میری سمت مشتری.
مزایای بازاریابی فعال
این سبک بازاریابی یه سری مزیتهای خیلی جدی داره. اولیش اینه که تو منتظر نمیمونی و همون اول کار، خودت موقعیت خلق میکنی. دوم اینکه کنترل بیشتری داری روی اینکه چه نوع مشتریهایی رو هدف بگیری و چه پروژههایی برات جذابتر باشن. سوم اینکه چون داری مستقیم با مشتری حرف میزنی، راحتتر میتونی اعتماد بسازی و احتمال بستن پروژه بالا میره.
معایب بازاریابی فعال
اما خب، مثل هر روش دیگهای، این مدل هم بدون چالش نیست. شاید اولش سخت باشه با رد شدنها کنار بیای. ممکنه چند نفر جواب ندن یا حتی برخورد خوبی نکنن. گاهی انرژی زیادی میذاری ولی بازخوردی نمیگیری. اینم هست که همیشه باید حواست باشه حرفهای برخورد کنی، چون اگه زیادی عجول یا پیگیر باشی، ممکنه مشتری فکر کنه داری فشار میاری.
در کل، اگه اهل تلاش و ارتباطسازی هستی، بازاریابی فعال میتونه یه مسیر عالی باشه برای جذب پروژه، مخصوصاً اول راه که هنوز سر زبونا نیفتادی. توی ادامه این مقاله، قراره دقیقتر به روشهاش بپردازیم و بهت بگیم چجوری قدمبهقدم، از این سبک استفاده کنی تا به سفارش برسی.
چه راه دیگهای هست؟
اما یه سری افراد دیگه هستن که خودشون بازاریابی رو انجام نمیدن و صبر میکنن تا مشتری بیاد سمتشون، من خودم به شخصه همیشه جز دسته دوم بودم، یعنی هیچوقت نرفتم به کسی بگم من کارم طراحی سایته اگه میخوای بده فلان کارو برات انجام بدم.
یه بار ۳ ماه وقت گذاشتم و یه سیستم نمرهدهی برای مشتری ساختم و بردم برای مدارس و اداره آموزش و پرورش و هیچکدوم قبول نکردن، یه زمانی هم با ادارات دولتی کار کردیم ولی هزینهها رو پرداخت نکردن و… بعد از اون تصمیم گرفتم همیشه کاری کنم که مشتری بیاد سراغ من.
چیکار کنیم که مشتری بیاد سمت ما؟
حالا سوالی که پیش میاد اینه که چیکار کنیم که مشتری بیاد سمت ما و نیاز نباشه ما بریم و بازاریابی کنیم؟ چون افراد تا زمانیکه بازاریابی و تبلیغات و… میکنن درآمد دارن، اگه یکماه این بازاریابی رو انجام ندن و این هزینه رو برای تبلیغات نکنن، درآمدشون به صفر میرسه.
پیشنهاد من اینه که یه سیستم خودکار بسازید که خود اون سیستم براتون مشتری بیاره. برای راهاندازی این سیستم 2مرحلهی اساسی رو باید پشت سر بذارید، مرحله اول اینه که کاری کنید که افراد بیان توی وبسایتتون یا پیج اینستاگرامتون یاهرکانالی که فکر میکنید میتونه راه ارتباطی خوبی با مشتری شما باشه، پیشنهاد من وبسایته. یه وبسایت داشته باشید و از کانالهای ارتباطی مختلف بتونید افراد رو بکشونید سمت این وبسایت.
جذب بازدیدکننده
برای اینکه آدمها بیان سایتت یا پیجتو ببینن، باید یه چیزی اون وسط باعث بشه که تو دیده شی. این کار چندتا روش داره. یکی از مهمتریناش سئوئه؛ یعنی محتوایی بنویسی (مثلاً توی بلاگ سایتت) که وقتی کسی توی گوگل سرچ میکنه «طراحی سایت برای فروشگاه»، مقالهی تو براش بیاد بالا. اینطوری یه ورودی خیلی ارزشمند میگیری که خودش دنبال خدمات طراحی سایت بوده.
روش دیگه، استفاده از شبکههای اجتماعیه. اینستاگرام، لینکدین، توییتر (ایکس)، و حتی تلگرام اگه درست استفاده بشن، یه عالمه مخاطب بهت میدن. مثلاً توی اینستاگرام اگه آموزش کوتاه طراحی سایت بذاری یا روند طراحی یه پروژه رو نشون بدی، خیلیا جذب میشن چون حس میکنن داری واقعاً ارزش میدی.
یه راه دیگه هم هست که کمتر بهش توجه میشه، ولی خیلی خوب جواب میده مشارکت توی گروهها و انجمنها. مثلاً کانالهای تلگرامی مرتبط، گروههای لینکدینی یا فرومهایی مثل Quora یا ردیت که میتونی بری اونجاها کمک کنی، جواب سوال بدی و خیلی نرم خودتو مطرح کنی.
هر محصول یا خدماتی که دارید روی سایتتون، فرقی نداره محصول فیزیکی باشه، دوره آموزشی باشه، خدمات طراحی سایت باشه و… میتونید از کانالهای بازاریابی مختلفی استفاده کنید برای جذب بازدید کننده. این دقیقاً همون نقطهایه که بیشتر فریلنسرها و طراحهای سایت دنبالش هستن.
اینکه بدون زنگ زدن، بدون دایرکت دادن، یکی بیاد بگه «من سایت میخوام، کارتو دیدم و دوست دارم باهات کار کنم». ولی خب، این اتفاق یهشبه نمیافته. یکی از روشهایی که من باهاش بازدیدکنندههای زیادی رو آوردم سمت وبسایتم، بازاریابی کششی یا همون بازاریابی محتوایی بود.
بازاریابی محتوایی یعنی چی؟
بازاریابی محتوایی یعنی تو با تولید محتوای مفید، کاربردی و هدفمند، آدمها رو جذب میکنی. یعنی یهجوری محتوا میسازی که طرف حس کنه «این دقیقاً همون چیزیه که من دنبالش بودم» و به شکل طبیعی بیاد ببینه کی اینو نوشته، بعد سایت یا پیجتو پیدا کنه، بعد نمونهکاراتو ببینه، بعد برات پیام بده. اینجا دیگه خبری از دایرکت دادن و معرفی خودت نیست. مخاطب با خواست خودش اومده و این خیلی ارزشمنده.
حالا این محتوا میتونه توی وبسایتت باشه (مثلاً وبلاگ)، توی اینستاگرام، توی لینکدین، حتی توی یوتیوب یا پادکست. مهم اینه که با لحن و سبکی که خودت دوست داری، چیزایی منتشر کنی که به درد مخاطب بخوره. اینجا دقیقا جاییه که نباید اشتباه کنی.
چه اشتباهاتیو توی بازاریابی محتوایی نباید انجام بدم؟
اجازه بدید یه ماجرایی رو براتون تعریف کنم که میتونه کمک کنه مث من اشتباه نکنید. اون زمان اسم اینکار بازاریابی محتوایی نبود، فقط میدونستم که باید یه سری مقاله آموزشی تولید کنم که کاربر از طریق گوگل وارد سایت بشه. حالا چه محتواهایی رو باید بذارید؟ اینجا نباید اشتباه کنید. من اشتباهی که کردم این بود که محتواهایی رو میذاشتم مثلا درباره کدنویسی. کی میومد توی سایت؟ کسی که کارش کدنویسی بود.
این آدم پروژهای نداشت که به من بده، مگر اینکه یه پروژهای که خودش از انجامش ناتوان بود و یه مشتری بداخلاق داشت که خیلی بد پول میداد و اینو به من میسپرد. پس من با یه جامعه طراح سایت درگیر بودم که پروژههایی که خودشون وقت نمیکردن یا نمیتونستن انجام بدن رو میسپردن به من.
چیکار کردم؟ اومدم یه تغییر اساسی توی نوع محتوایی که تولید میکردم ایجاد کردم. محتواهایی رو منتشر کردم که مثلا موضوعشون این بود که چطور سایت بسازیم؟ آموزش طراحی سایت، مقایسهی سیستمهای مدیریت محتوا یا اشتباهاتی که کسبوکارها موقع سفارش سایت مرتکب میشن.
داخلشون یه سری توضیحات درباره انواع روشهای ساخت سایت میدادم و میگفتم که حالا اگه میخواید سایت بسازید، سفارشتونو بمن بدید. توی یه مقاله کل دغدغههای اون شخصی که به دنبال راهاندازی یه سایت برای خودش هست رو رفع میکردم و درآخر شماره ارتباط با خودمو میذاشتم برای ثبت سفارشش. وقتی میدید من اینهمه اطلاعات درباره طراحی سایت دارم خب به احتمال زیاد سفارششو به خود من میداد.
مزایای بازاریابی محتوایی
مزایای بازاریابی محتوایی زیاده. اول اینکه بهت کمک میکنه با مخاطب یه رابطهی عمیقتر بسازی، نه فقط یه ارتباط کاری خشک. دوم اینکه اعتبارت رو بالا میبره؛ چون وقتی کسی ببینه تو محتوا تولید میکنی، یعنی وقت گذاشتی، یعنی بلدی، یعنی به کارت مسلطی. سوم اینکه محتوا مثل یه نیرو هست که همزمان برای چند نفر کار میکنه. شاید یه پست اینستاگرامی یا یه مقاله، ماهها برات مشتری بیاره بدون اینکه دوباره براش زحمت بکشی.
البته تولید محتوا خودش زمانبره. ممکنه اولش کسی نبینه یا فیدبک خاصی نگیری. ولی با استمرار، بهمرور نتایجش خودش رو نشون میده. اگه بخوای یه برند شخصی قوی بسازی، و بهجایی برسی که مشتریا خودشون بیان سراغت، بازاریابی محتوایی یه ابزار قدرتمنده که نباید ازش غافل شی.
پس اگه دوست داری بدون دوندگی، پروژه جذب کنی و تو ذهن مشتری جا بیفتی، وقتشه آستین بالا بزنی و تولید محتوا رو جدی بگیری. اینجا دیگه پای کارت وسطه، نه فقط حرف زدنت. مثلا من بعد از یه مدت اصلا دیگه وقت نمیکردم که پروژههای طراحی سایت رو قبول کنم و یکی دو نفرو استخدام کردم و پروژهای بهشون پول میدادم. روشهای بازاریابی دیگهای هم هست که توی ویدیوهای دیگهای دربارشون صحبت میکنم.
خب من با روش بازاریابی محتوایی بازدیدکننده برای سایت آورده بودم، باید وارد مرحله بعد یعنی تبدیل بازدیدکننده به مشتری میشدم. طبیعتا اگه شما به کاربر نفهمونید که طراح سایت هستید، با یه دکمهی ریز که اون بالای سایتتون هست، نمیتونید به کاربر بفهمونید که میتونه به خود شما هم سفارش طراحی سایت بده.
چجور بازدیدکننده رو به مشتری تبدیل کنم؟
مرحله دوم اینه که بتونید این افراد رو تبدیل کنید به مشتریهایی که به شما سفارش طراحی سایت میدن. اینکار توی بازههای زمانی مختلف میتونه متفاوت باشه. هم جذب بازدید کننده برای سایتتون و هم تبدیل بازدیدکننده به مشتری که سفارش طراحی سایت میده. این تبدیل، اسمش تو بازاریابی میشه «کانورژن» (conversion) و به این بستگی داره که چه حسی به مخاطب میدی وقتی وارد صفحهت میشه.
یا آخر تمام مقالاتتون بنویسید که اگه میخواید سفارش طراحی سایت بدید با این شماره تماس بگیرید یا روی این دکمه کلیک کنید. توی روشهای بازاریابی مختلف هم این روشها فرق میکنه. کاری که باید انجام بدید اینه که کاربر به محض ورود به سایت شما باید متوجه بشه که اولا شما کار طراحی سایت انجام میدید و دوما روش کار شما چجوری هست.
برای ارتباط با مشتری راههای مختلفی وجود داره، بهترین راه اینه که بنویسید برای سفارش طراحی سایت با این شماره تماس بگیرید. راه بعدی اینه که یه فرم بسازید که مشتری اسم و شماره تماسش رو بنویسه و به محض ارسال این اطلاعات برای شما ایمیلی بیاد و شما فورا باهاش تماس بگیرید. بهش بگید چقدر هزینه داره، چقدر زمان میبره و .. درنهایت پروژه رو برای خودتون میگیرید و انجامش میدید.
یا مثلا میتونید یه لینک بذارید که کاربر بتونه به کمک اون لینک مستقیم از طریق واتساپ یا هر پیامرسان دیگهای به شما پیام بده. من اگه امروز بخوام اینکارو انجام بدم بهترین روش فرم هست به نظرم ارزششو داره. بعضیا انقدر فرآیند سخت میکنن که طرف بیخیال میشه. یادت باشه کسی که تا اینجا اومده، فقط یه هل کوچیک میخواد. برای این دو مرحله خیلی انرژی و زمان و سرمایه بذارید، مخصوصا روش دوم.
بعد از اون باید اعتمادسازی کنید. یعنی وقتی یه نفر وارد سایت یا پیجتون شد، با خودش بگه: «آره، این آدم بلده.» برای همین داشتن نمونهکار قوی، توضیح دقیق خدمات، نظرات مشتریهای قبلی و یه بخش دربارهی خودتون خیلی مهمه. باید حس کنه با یه آدم واقعی طرفه، نه یه پیج ناشناس یا سایت بیصاحب.
در نهایت، ادامه داشتن ارتباط مهمه. شاید طرف همون لحظه سفارش نده، ولی اگه تو محتوای مستمر و باارزش تولید کنی، بالاخره یه روزی خودش میاد سراغت. اگه شما با کمک اینستا و گوگل و… روزی ۱۰۰ تا بازدید کننده هم بیارید روی سایت و از این 100 نفر فقط 1 نفر رو به مشتری تبدیل کنید، به راحتی میتونید ماهی چند صد میلیون درآمد داشته باشید. برای یادگیری طراحی سایت روی دکمه زیر کلیک کنید.
صحبت آخر
رزومه قوی برای خودتون بسازید، من با سابقهای که توی میهنوردپرس برای خودم ساختم، الان بازاریابهای شرکتهای مختلف حاضرن چند صد میلیون به من پرداخت کنن که براشون سایت بسازم. یه مدتم من تیم طراحی سایت داشتم و تیم طراحی سایت خیلی خیلی خوب برامون میومد، اما چون تمرکزمون روی آموزشها و محتوایی که برای شما تولید میکنیم بود، طراحی سایت رو کنار گذاشتیم.
پس شما هم برای خودتون رزومه و اعتبار قوی بسازید. نمونهکارهای خیلی خوبی توی سایتتون بذارید، قطعا مشتریهای زیادی سمت سایت شما میان و پروژههای خیلی خوبی رو به شما میسپارن. اینم بدون که از همون روز اول قرار نیست درآمدهای خیلی زیادی داشته باشی. از درآمدهای پایین شروع میشه و میره بالا.
امیدوارم به زودی یه تیم حرفهای طراحی سایت تشکیل بدید و کل کار رو به تیم بسپارید و خودتون روی کیفیت پروژهها کار کنید. هرچی پروژههای با کیفیتتری به مشتری تحویل بدید، اعتبار بیشتری کسب میکنید. شاد و سربلند باشید.🙂