ایده تولید محتوا برای سایت – پیدا کردن موضوع محتوا برای سئو
- آموزش سئو وردپرس
- بروزرسانی شده در
تقریباً هر کسی که وارد دنیای تولید محتوا میشه، چه توی یوتیوب کار کنه، چه وبلاگ داشته باشه یا روی اینستاگرام و سایت شخصی فعالیت کنه، بالاخره یه روزی به این نقطه میرسه که میگه خب حالا چی تولید کنم؟ مخصوصاً اگه سالها به صورت مداوم محتوا ساخته باشی، این حس بیشتر میاد سراغت.
توی این مقاله میخوام روشهایی رو بهت بگم که فرقی نداره سایتت تازه راهاندازی شده باشه و هنوز محتوای زیادی نداشته باشی، یا اینکه مثل سایت ما بعد از سالها پر شده باشه از ویدیو و مقاله. توی هر دو حالت میتونی ایدههای تازهای برای تولید محتوا پیدا کنی و نذاری سایتت دچار رکود بشه.
آنچه در این مقاله میخوانید
ایده تولید محتوا برای سایت
من خودم دقیقاً این تجربه رو داشتم. وقتی به عقب نگاه میکنم، میبینم بالای هفتصد تا ویدیوی آموزشی ضبط کردم فقط در حوزه وردپرس، بدون اینکه بخوام حساب بقیه مقالات و آموزشهای متنی رو بکنم. توی سایت میهن وردپرس بالای دوهزار و پانصد مقاله آموزشی رایگان منتشر شده و میتونم بگم تقریباً در مورد هر چیزی که توی دنیای وردپرس به ذهنم رسیده، یه جایی یا ویدیو ساختم یا مقاله نوشتم.
خب حالا وقتی به چنین نقطهای میرسی، اولین فکری که به ذهنت میاد اینه که دیگه چیزی برای گفتن نمونده. منم همین حس رو بارها داشتم. نشستم جلوی لپتاپ، خواستم ویدیو جدید ضبط کنم یا یه مقاله تازه بنویسم، اما واقعاً چیزی به ذهنم نرسید. این حس خیلی عجیب و حتی آزاردهندهست، چون توی کار تولید محتوا، سکون مساوی مرگه. یعنی وقتی ایده نداشته باشی، کمکم تولید متوقف میشه، سایت بهروز نمیشه، موتورهای جستجو ازت ناامید میشن و در نهایت مخاطب هم دلسرد میشه.
اینجا بود که به خودم گفتم من باید برای همین مشکل، یه راهحل پیدا کنم. چون مطمئن بودم تنها کسی نیستم که این مسئله رو تجربه کرده. هر تولیدکننده محتوایی بالاخره به نقطهای میرسه که مغزش قفل میکنه. پس شروع کردم به بررسی روشهایی که میتونن دوباره موتور ذهنم رو روشن کنن.
نتیجه این بررسیها شد چندتا تکنیک خیلی ساده اما کاربردی برای پیدا کردن ایدههای جدید. این تکنیکها رو بارها امتحان کردم، هم روی سایت خودم و هم برای کسایی که مشاوره تولید محتوا میگیرن، جالب اینجاست که همیشه جواب داده.
تفاوت پیدا کردن ایده محتوا در سایت تازهتأسیس و سایت پر از مقاله
وقتی صحبت از پیدا کردن ایده تولید محتوا میشه، باید همیشه به شرایط سایت توجه کنیم. چون استراتژیای که برای یه وبسایت تازه راهاندازی شده جواب میده، با روشی که برای یه سایت قدیمی و پر از مقاله مناسبه زمین تا آسمون فرق داره. من خودم این موضوع رو بارها تجربه کردم. هم وقتی سایتی از صفر بالا آوردم و دنبال ایدههای اولیه برای تولید مقاله بودم، و هم وقتی روی میهن وردپرس با هزاران مطلب و ویدیو موجود، به نقطهای رسیدم که باید دنبال زاویههای جدید برای تولید محتوا میگشتم.
تو حالت اول، یعنی وقتی وبسایتت تازه راه افتاده و هنوز محتوای زیادی روش نداری، معمولاً چیزی بین نود تا صد مقاله یا نهایتاً چند صفحه آموزش تولید کردی. اینجا دستت خیلی بازه. یعنی زمین بازی هنوز بکره و هر موضوع سادهای میتونه تبدیل به یه مقاله کامل بشه.
کاربرهایی که وارد سایتت میشن، دنبال اطلاعات پایهای هستن، پس لازم نیست نگران تکراری بودن ایدهها باشی. درست برعکس، باید سعی کنی تمام سوالات ابتدایی رو پوشش بدی. هر اصطلاح، هر ابزار و هر سوالی که شاید برای تو بدیهی باشه، برای یه کاربر تازهکار میتونه موضوع جذاب یه محتوای تازه باشه.
اما در حالت دوم، ماجرا یه کم پیچیدهتر میشه. فرض کن سایتت مثل میهن وردپرس باشه که سالهاست بهروز شده و هزاران مقاله و ویدیو آموزشی روش وجود داره. اینجا دیگه نمیشه به سراغ موضوعات خیلی ابتدایی رفت چون اونها از قبل پوشش داده شدن.
در چنین شرایطی باید زاویه نگاهت رو تغییر بدی. یعنی به جای اینکه به دنبال “چه چیزی” برای تولید باشی، فکر کنی “چطور متفاوت” تولید کنی. ممکنه یه موضوع بارها گفته شده باشه، اما تو میتونی همون موضوع رو با یه رویکرد جدید، یه مثال واقعی یا حتی تجربه شخصی دوباره زنده کنی. همین باعث میشه حتی توی سایتهای پرمحتوا هم همیشه جا برای ایدههای تازه وجود داشته باشه.
پس فرق اصلی این دو حالت اینه که توی سایت تازه تأسیس، موضوعات پایهای و ابتدایی بهترین ایدهها هستن. اما وقتی سایتت پر از مقاله و آموزش شد، باید خلاقیت بیشتری به خرج بدی، سراغ مقایسهها، بررسیهای عمیقتر و حتی نقد و تحلیل شخصی بری تا محتوای جدیدت بتونه بین اون همه مقاله دیده بشه.
حالت اول: سایتهای تازه تاسیس
حالت اول اینجاست که سایتت تازه راهاندازی شده و هنوز هیچ محتوایی روی اون نداری. طبیعیه وقتی محتوایی موجود نباشه، منبعی هم برای الهام گرفتن نداری. اینجا باید از بیرون سراغ ایده بگردی. روشهای مختلفی هست مثل بررسی سایتهای رقیب، استفاده از ابزارهای سئو، کمک گرفتن از هوش مصنوعی مثل چتجیپیتی یا حتی خود سرچ گوگل و پیشنهادهای LSI که موقع جستجو بهت نشون داده میشه.
استفاده از ابزارهای سئو
من معمولاً ابزارهای سئو رو برای سایتهای فارسی زبان خیلی توصیه نمیکنم، چون دادههایی که ارائه میدن همیشه دقیق و کامل نیست. حتی برای سایتهای انگلیسی هم بعضی وقتها اطلاعاتشون اونقدر قابل اعتماد نیست که بخوای کل استراتژی محتوایی سایتت رو فقط بر اساس اون بچینی. اما بههرحال، به عنوان یه ابزار کمکی برای پیدا کردن ایده محتوایی میتونن خیلی مفید باشن.
مثلاً یکی از ابزارهایی که خودم قبولش دارم سایت Neil Patel و ابزار Ubersuggest هست. وقتی واردش بشی و یه کلمه کلیدی سرچ کنی، مثلاً “وردپرس” یا حتی “هوش مصنوعی”، این ابزار شروع میکنه به نشون دادن کلماتی که بیشتر در اون حوزه سرچ میشن. فرض کن وقتی هوش مصنوعی رو سرچ میکنی، میبینی عبارتی مثل “مترجم هوش مصنوعی” خیلی زیاد جستجو شده. خب همین خودش یه ایده محتوایی عالیه. چون وقتی بدونی کاربرها دنبال چه چیزی میگردن، میتونی همون موضوع رو تبدیل به مقاله یا ویدیو کنی.

در واقع ابزارهای سئو اینجا مثل یه نقشه راه عمل میکنن. بهت نشون میدن کدوم کلمات داغتر هستن و مردم بیشتر دنبال چی میگردن. از همون لیست، میشه کلی موضوع برای تولید محتوا درآورد. حتی اگه بعدش خواست لاگین کنی تا جزئیات بیشتری نشون بده، همون پیشنمایش اولیه هم پر از ایدههای تازهست.
استفاده از سرچ گوگل
روش دومی که برای سایت تازهتأسیس میتونه خیلی به درد بخوره، استفاده از خود گوگل هست. کافیه وارد google.com بشی و یه عبارت ساده سرچ کنی. مثلاً بزن “چطور با هوش مصنوعی…” همین که این عبارت رو وارد کنی، گوگل خودش شروع میکنه به دادن پیشنهادهای مختلف. میبینی کلی موضوع میاد بالا مثل: چطور با هوش مصنوعی عکس بسازیم، چطور با هوش مصنوعی ویدیو درست کنیم، چطور با هوش مصنوعی صحبت کنیم، چطور با هوش مصنوعی موسیقی تولید کنیم یا حتی پاورپوینت بسازیم.

یه نکته خیلی مهم این وسط اینه که این پیشنهادهای گوگل لزوماً به معنی پرجستجو بودن اون عبارتها نیستن. هدف ما توی این مرحله اصلاً پیدا کردن پرجستجوترین کلمات نیست. چیزی که لازم داریم، ایدهست. یعنی همین پیشنهادهای گوگل میتونن مثل جرقه عمل کنن و دهها موضوع جدید برای تولید محتوا جلوی پات بذارن.
بهتره اینجا سراغ کلمات لانگتیل بری. یعنی عباراتی که طولانیترن و به یه سوال مشخص جواب میدن. مثلاً به جای اینکه فقط کلمه “وردپرس” رو سرچ کنی، عبارتی مثل “چطور با وردپرس سایت فروشگاهی بسازیم” یا “چگونه وردپرس رو فارسی کنیم” رو امتحان کن. اینجوری گوگل کلی پیشنهاد جزئیتر بهت میده که هر کدومشون یه موضوع محتوایی جدا هستن.
پس اگه یه روزی ایده کم آوردی و نمیدونستی برای سایتت چی تولید کنی، کافیه یه کلمه کلیدی مربوط به حوزه کارت رو توی گوگل سرچ کنی و بذاری خود گوگل ایدهها رو بریزه جلوی دستت.
بررسی سایتهای رقیب
یکی دیگه از بهترین راهها برای پیدا کردن ایده، سر زدن به سایتهای رقیبه. من خودم اوایل که میهن وردپرس رو راهاندازی کردم، خیلی وقتها برای پیدا کردن موضوعات جدید میرفتم سراغ سایتهای خارجی مثل WPBeginner. اون موقع این سایت برای من یه مرجع بود و تقریباً هر بار که وارد بخش بلاگش میشدم، کلی ایده تازه پیدا میکردم.

مثلاً میدیدم مقالهای نوشته بودن درباره اتصال ووکامرس به آمازون. خب من همون رو تبدیل میکردم به یه موضوع بومیشده و توی میهن وردپرس آموزش میدادم که چطور میشه ووکامرس رو به دیجیکالا وصل کرد. یا مثلاً اونها آموزش گذاشته بودن درباره ارسال نوتیفیکیشنهای سفارش ووکامرس به واتساپ، من میگفتم خب این ایده برای کاربر ایرانی خیلی کاربردیه، بیام یه آموزش مشابه با تمرکز روی ابزارهایی که توی ایران جواب میدن بسازم.
همین کار رو در مورد موضوعات دیگه هم انجام میدادم. مثلاً مقالهای درباره پذیرش کمکهای مالی بینالمللی در وردپرس نوشته بودن. من میتونستم این رو بیارم و با شرایط ایران تطبیق بدم و یه آموزش کاملتر برای کاربرهای خودمون تولید کنم.
پس سایتهای رقیب، چه داخلی چه خارجی، همیشه میتونن یه منبع الهام فوقالعاده برای تولید محتوا باشن. مخصوصاً وقتی سایتت تازهست و هنوز جای کار زیادی داری، کافیه بری سراغ این سایتها، موضوعاتشون رو بررسی کنی و بعد با نیازهای بومی کاربر خودت تطبیق بدی. اینجوری بدون اینکه مجبور باشی از صفر ایده بسازی، کلی موضوع آماده داری که میتونی با یه زاویه جدید ارائهشون بدی.
استفاده از گوگل ترندز
یکی دیگه از ابزارهایی که میتونه توی پیدا کردن ایده خیلی کمکت کنه Google Trends هست. آدرسش هم trends.google.com هست و واقعاً مثل یه معدن ایده عمل میکنه. کافیه یه کلمه کلیدی ساده رو اینجا سرچ کنی، مثلاً “هوش مصنوعی”. وقتی این کار رو انجام بدی، گوگل ترندز بهت نشون میده چه موضوعات و عبارتهایی در حال حاضر بیشتر از همه ترند شدن و مردم دارن دربارهشون جستجو میکنن.
برای مثال وقتی “هوش مصنوعی” رو وارد کنی، ممکنه موضوعاتی مثل “هوش مصنوعی جِمنای” بیاد بالا. بعد کلی زیرموضوع میبینی مثل “هوش مصنوعی جمنای چیست”، “چطور با هوش مصنوعی جمنای کار کنیم”، “چطور در جمنای ثبتنام کنیم” یا “چطور از جمنای کمک بگیریم”. خب هر کدوم از اینا خودش میتونه تبدیل بشه به یه مقاله یا ویدیوی کامل.

مزیت بزرگ گوگل ترندز اینه که بهت کمک میکنه بفهمی الان چه چیزی داغه و مردم بیشتر دنبالشن. این روش مخصوصاً وقتی که سایتت تازه راهاندازی شده و هیچ دادهای از کاربر یا ترافیک نداری خیلی ارزشمنده. چون به جای اینکه توی تاریکی دنبال ایده بگردی، میتونی دقیقاً بدونی آدمها توی لحظه حال دنبال چه چیزی هستن.
پس وقتی سایتت هنوز کوچیکه و هیچ دادهای برای تحلیل نداری، ترکیب کردن ابزارهایی مثل Ubersuggest، پیشنهادهای خود گوگل، بررسی سایت رقبا و در نهایت Google Trends میتونه مثل یه نقشه راه کامل برات عمل کنه و هر روز کلی ایده محتوایی تازه در اختیارت بذاره.
حالت دوم: سایتهای پرمخاطب
وقتی سایتت تازهتأسیس باشه، برای ایده گرفتن بیشتر باید به بیرون نگاه کنی. اما وقتی از اون مرحله گذشتی و سایتت شروع کرد به گرفتن ورودی از گوگل، همهچیز تغییر میکنه. حالا تو نه تنها بازدیدکننده داری، بلکه یه معدن داده جلوی روی توئه: همون سوالها، دغدغهها و بازخوردهایی که مخاطب هر روز بهت میده.
استفاده از نظرات و سوالات کاربران
اینجا دیگه لازم نیست بری حدس بزنی مردم دنبال چی هستن، چون خودشون خیلی مستقیم بهت میگن. بهترین منبع ایده همین کامنتها و پرسشهاییه که توی بخشهای مختلف ازت میپرسن. کافیه نگاهی به کامنتهای مقالات سایتت بندازی. هر جا دیدی کسی سوالی پرسیده، بدون همون سوال میتونه موضوع یه محتوای کامل باشه.
این فقط به سایت ختم نمیشه. اگه کانال یوتیوب داری، زیر ویدیوها پر از سوالهای ریز و درشته. مخاطبها خیلی راحتتر اونجا سوال میپرسن، و این سوالها بعضی وقتها حتی بهتر از ایدههاییه که توی گوگل ترندز یا ابزارهای سئو پیدا میکنی. چون مستقیم از دل نیاز کاربر اومده.
اینستاگرام هم منبع فوقالعادهایه. دایرکتها و کامنتهای پستهات همیشه پر از سواله. حتی اگه سوالها تکراری باشن، باز هم میتونن منبع ایده باشن. چرا؟ چون وقتی یه سوال چند بار تکرار میشه، یعنی موضوعش برای کاربرها واقعاً مهمه. پس ارزشش رو داره که براش یه مقاله یا ویدیو جداگانه تولید کنی.
یه تجربه شخصی هم بگم. بارها پیش اومده توی میهن وردپرس سوالی ازم پرسیده شده که به نظرم خیلی ساده بوده، چیزی که فکر میکردم همه جوابش رو بلدن. اما همون سوال وقتی تبدیل به محتوا شد، دیدم کلی بازدید گرفته. چون همیشه یه بخش بزرگی از مخاطب تازهکاره و دنبال همون سوالهای به ظاهر سادهست.
پس توی حالت دوم، وقتی سایتت ورودی گوگل داره و ترافیکت کمکم بالا رفته، اولین و بهترین جایی که باید برای ایده سر بزنی، همین سوالها و بازخوردهای مستقیم کاربرهاست. اینها واقعیترین و زندهترین ایدهها هستن، چون از دل مخاطب اومدن و دقیقاً همون چیزیه که کاربر دنبالشه.
استفاده از سیستمهای آمارگیری مثل گوگل سرچ کنسول
وقتی سایتت دیگه ورودی گوگل داره، یعنی وقتشه از دادههایی که داری نهایت استفاده رو ببری. اینجا دیگه مثل حالت اول نیست که فقط به ابزارهای بیرونی تکیه کنی، بلکه خود سایتت بهت میگه کاربرها دنبال چی هستن. بهترین ابزار برای این کار Google Search Console هست.
مثلاً من روی سایت هوشینا سرچ کنسول رو نصب کردم. وقتی وارد پنلش میشم، دقیقاً میبینم کاربرها با چه عباراتی وارد سایت شدن. شاید سایتت الان فقط صد تا مقاله داشته باشه، اما همین تعداد باعث میشه روزانه یا ماهانه چند صد ورودی از گوگل بگیری. حالا نکته مهم اینه که از همین ورودیهای کم، کلی ایده محتوایی تازه میشه درآورد.

سرچ کنسول بخشهای مختلفی داره، اما یکی از قسمتهایی که خیلی به درد ایدهسازی میخوره، بخش Insights هست. اینجا بهت نشون میده کدوم محتواها دارن رشد میکنن (Trend Up) و کدومها دارن افت میکنن (Trend Down). خب همین اطلاعات یعنی راهنمایی مستقیم برای تولید محتوا. وقتی ببینی یه مقالهات توی حال رشده، میتونی سریع محتوای تکمیلی یا آپدیت براش آماده کنی تا بیشتر بالا بیاد. وقتی هم افت کرده، یعنی نیاز به بهبود یا بازنویسی داره.

از طرف دیگه توی سرچ کنسول میتونی ببینی دقیقاً چه کوئریهایی باعث شدن کاربر وارد سایتت بشه. مثلاً توی هوشینا دیدم یکی از عبارتهایی که ورودی خوبی آورده “سایت هوش مصنوعی عکس چهره” بوده. همین خودش یک سیگناله. وقتی کاربرها با چنین عبارتی میان، یعنی علاقه دارن بیشتر بدونن. پس میتونم سریع یه مقاله یا ویدیو کامل روی همین موضوع تولید کنم، یا صفحهای که الان با این کلمه ورودی گرفته رو تقویت کنم تا ورودیاش چند برابر بشه.
یه بخش دیگه که نباید نادیده بگیری، نرخ کلیک یا CTR هست. شاید جایگاهت توی صفحه نتایج خوب باشه، اما کلیک نمیگیری. اینجا باید به سراغ عنوان و توضیحات متا بری و با تغییر جذابیت اونها ورودی بیشتری جذب کنی. همین تغییر ساده هم میتونه ایده بسازه. چون وقتی CTR پایین باشه، یعنی مخاطب هنوز دقیقاً چیزی که میخواد رو توی توضیحات ندیده. خب تو میتونی مقالهای کاملتر یا دقیقتر بنویسی.
علاوه بر سرچ کنسول، سرویسهای دیگه مثل گوگل آنالیتیکس یا حتی افزونههای آماری وردپرس (مثلاً WP Statistics) هم منبع عالی برای ایده گرفتن هستن. توی این ابزارها میتونی بفهمی کاربر بیشتر روی چه صفحههایی وقت میگذرونه، از کجاها وارد میشه و روی چه بخشهایی تعامل بیشتری داره. هر کدوم از این دادهها میتونه به تو بگه چه موضوعاتی برای کاربر جذابتره و باید بیشتر روی اونها کار کنی.
پس روش دوم یعنی استفاده از ابزارهای آمارگیری، در واقع یکی از مطمئنترین و مستقیمترین راهها برای پیدا کردن ایده محتواییه. چون دیگه لازم نیست حدس بزنی؛ همهچی رو با عدد و رقم جلوی چشمت داری.
بررسی کوئریها در سرچ کنسول
یکی از بخشهای خیلی کلیدی در گوگل سرچ کنسول، قسمت Search Results یا همون گزارش نتایج جستجوست. این بخش پر از دادههاییست که میتونن مستقیم بهت بگن چه موضوعاتی پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به محتوای جدید دارن.

فرض کن وارد این قسمت بشی و بازهی زمانی سه ماه گذشته رو انتخاب کنی. حالا سرچ کنسول بهت نشون میده با چه کوئریهایی سایتت ایمپرشن بالا داشته. یعنی کاربران گوگل زیاد این عبارتها رو جستجو کردن و سایت تو هم در نتایج نمایش داده شده. اما نکته اینجاست که خیلی از همین کوئریها کلیک کمی گرفتن.
اینجا دقیقاً همونجاییه که ایدههای ناب پیدا میشن. چون وقتی کاربرها دنبال عبارتی هستن، گوگل تو رو نشون داده، اما روی نتیجهات کلیک نکردن، یعنی دو حالت وجود داره: یا محتوایی برای اون موضوع نداری و فقط بخشی از مقالهات بهش اشاره کرده، یا محتوای داری ولی عنوان و توضیحات متای تو به اندازه کافی جذاب نبوده.
مثلاً ممکنه ببینی عبارتهایی مثل “سایت هوش مصنوعی”، “عکس چهره با هوش مصنوعی” یا “عکس کارتونی با هوش مصنوعی” ایمپرشن بالایی گرفتن ولی کلیک کمی داشتن. همین سه عبارت بهتنهایی میتونن چند محتوای جدید بسازن. میتونی برای “ساخت تصویر با هوش مصنوعی” یک آموزش کامل بنویسی، یا مقالهای جدا در مورد “چطور با هوش مصنوعی عکس کارتونی بسازیم” آماده کنی.

نکته مهم اینه که این محتواها نباید کپی یا تکراری باشن. باید از زاویهای متفاوت و با توضیحات کاملتر نوشته بشن. مثلاً اگر قبلاً مقالهای داشتی دربارهی “ساخت تصویر با هوش مصنوعی”، حالا میتونی مقاله جدیدی تولید کنی تحت عنوان “آموزش ساخت عکس کارتونی با هوش مصنوعی”. اینطوری موضوعات به هم مرتبط میشن اما محتوای تازهای به سایتت اضافه میشه.
در واقع سرچ کنسول اینجا مثل یه نقشه گنج عمل میکنه. بهت میگه مخاطبها دنبال چه چیزی بودن، تو کجا دیده شدی، اما چرا موفق نشدی کلیک بگیری. با استفاده از همین دادهها هم میتونی محتوای جدید تولید کنی، هم محتوای قبلی رو بهبود بدی و نرخ کلیکت رو بالاتر ببری.
ایده گرفتن از هوش مصنوعی و ساخت تقویم محتوایی
یکی از بهترین روشهایی که این روزها میتونه بهت کمک کنه تا ایدههای محتوایی خلاقانه پیدا کنی، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعیه. وقتی میگم هوش مصنوعی، منظورم فقط چتجیپیتی نیست، بلکه کلی ابزار دیگه هم هستن مثل جمینای گوگل یا حتی ابزارهای تخصصیتر برای مارکتینگ. اما برای اینکه ملموستر بشه، بذار روی همون چتجیپیتی تمرکز کنیم.
تصور کن یه سایت داری در حوزهی آموزش هوش مصنوعی. کافیه بری توی چتجیپیتی و ازش بخوای برات یه تقویم محتوایی کامل بچینه. میتونی خیلی شفاف بگی که: “من یه وبسایت فارسی دارم در زمینه آموزش هوش مصنوعی. برای من یه تقویم محتوایی یکماهه بساز که شامل کلمات کلیدی اصلی، کلمات لانگتیل و عنوان مقالات باشه.” حالا جادوی ماجرا اینجاست؛ هوش مصنوعی خیلی سریع یه لیست منظم از موضوعات برات میسازه. مثلاً میگه در هفتهی اول این چهار مقاله رو منتشر کن، هفتهی دوم این چند ویدیو رو تولید کن، و همینطور تا آخر ماه.
این یعنی تو دیگه نیاز نداری ساعتها دنبال ایده بگردی. فقط کافیه روی اجرا تمرکز کنی. البته میتونی حتی دقیقتر هم بشی. مثلاً بگی: “سایت من در حوزهی آموزش نیست، سرویس آنلاین ساخت تصویر با هوش مصنوعیه.” اون وقت مدل دوباره از اول تقویم رو بازنویسی میکنه و این بار موضوعاتش کاملاً مرتبط میشه با حوزهی کاری جدیدت.

اینجا تازه قدرت واقعی هوش مصنوعی رو حس میکنی. چون نه تنها لیست موضوعات میده، بلکه با پرامپتگذاری درست میتونی کاری کنی که محتواها به شکل خیلی حرفهایتری پیشنهاد بشن. حتی میشه ازش خواست کلمات کلیدی هر محتوا، توضیح متای پیشنهادی و حتی ساختار خود مقاله رو هم بهت بده. اینجوری قبل از اینکه دست به قلم ببری، یه نقشه راه کامل داری.
نکتهی خیلی مهم اینه که استفاده از هوش مصنوعی لزوماً به معنی کنار گذاشتن بقیه روشها نیست. اتفاقاً اگر این روش رو با بقیهی روشهایی که گفتیم ترکیب کنی، به بهترین نتیجه میرسی. مثلاً اول میری سرچ کنسول و کوئریهای پرایمپریشن رو پیدا میکنی، بعد اون کلمات رو میدی به چتجیپیتی و ازش میخوای براساسش تقویم محتوایی هفتگی بسازه. یا میری سایت رقباهاتو بررسی میکنی، موضوعات جذاب رو استخراج میکنی و بعد از چتجیپیتی میخوای اون موضوعات رو گسترش بده و ایدههای لانگتیل جدید برات پیدا کنه.
این ترکیب باعث میشه هیچوقت دستت از ایده خالی نشه و همیشه محتوایی برای تولید داشته باشی. در نهایت، نتیجهی همه این تلاشها این میشه که سایتت پر از محتواهای ارزشمند و متنوع بشه. سایتی که هر کاربری واردش بشه، برای هر چیزی که به ذهنش میاد یه جواب درست و حسابی پیدا کنه. همین موضوع هم باعث میشه اعتماد کاربر جلب بشه، مدت بیشتری توی سایت بمونه و دوباره برگرده.
صحبت آخر
راستش رو بخواید، بعد از این همه سال تولید محتوا توی میهن وردپرس، ما تقریباً هر چیزی که به ذهنمون رسیده رو یا مقالهاش نوشتیم یا ویدیوش رو ضبط کردیم. بعضی وقتها حتی وسط ضبط یه آموزش تازه، متوجه شدیم که همون موضوع قبلاً منتشر شده! این یعنی دیگه وارد مرحلهای شدیم که برای پیدا کردن ایده محتوایی باید خیلی خلاقتر عمل کنیم.
اینجا دقیقاً جاییه که حضور شما، یعنی کاربرای واقعی و همراههای قدیمی، اهمیت پیدا میکنه. چون هیچ کسی بهتر از شما نمیتونه بگه چه آموزشی لازمه، چه چیزی رو پیدا نکردید، یا چه مشکلی توی کار با وردپرس هنوز براتون حل نشده. شما همون منبع الهام اصلی هستید که میتونید مسیر تولید محتوای بعدی ما رو مشخص کنید.
پس اگر جایی داخل سایت گشتید و به آموزش مورد نیازتون نرسیدید، یا حتی اگر احساس کردید فلان موضوع باید کاملتر توضیح داده بشه، توی کامنتها بهمون بگید. مطمئن باشید هیچ ایدهای بیاهمیت نیست. هر سؤال و هر پیشنهادی میتونه تبدیل بشه به یه محتوای کامل که هم مشکل شما رو حل کنه و هم به بقیهی کاربرا کمک برسونه.
در نهایت، هدف ما اینه که میهن وردپرس همیشه مرجعی باشه که وقتی کاربری واردش میشه، خیالش راحت باشه که هر چیزی در مورد وردپرس بخواد، پیدا میکنه. با کمک شما میتونیم این مسیر رو ادامه بدیم و محتوایی بسازیم که هم بهروز باشه و هم کاربردی. شاد و سربلند باشید. 🙂